تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠١ - ١- تقيه يك سپر دفاعى است
فراموش نكرده كه در چنگال بت پرستان گرفتار شدند و آنها را شكنجه دادند كه از اسلام بيزارى بجويند پدر و مادر" عمار" از اين كار خوددارى كردند و به دست مشركان كشته شدند ولى" عمار" آنچه را كه آنها مىخواستند با زبان اظهار داشت و سپس گريهكنان از ترس خداوند بزرگ به خدمت پيامبر ص شتافت پيامبر ص به او فرمود:" ان عادوا لك فعد لهم"، (اگر باز هم گرفتار شدى و از تو خواستند آنچه مىخواهند بگو) [١] و به اين وسيله اضطراب و وحشت و گريه او را آرام ساخت.
نكتهاى كه بايد كاملا به آن توجه داشت اين است كه تقيه در همه جا يك حكم ندارد بلكه گاهى واجب و گاهى حرام و زمانى مباح مىباشد.
وجوب تقيه در صورتى است كه بدون فايده مهمى جان انسان به خطر بيفتد، اما در موردى كه تقيه موجب ترويج باطل و گمراه ساختن مردم و تقويت ظلم و ستم گردد حرام و ممنوع است.
روى اين اساس تمام ايراداتى كه در اين زمينه شده پاسخ داده خواهد شد در حقيقت اگر خوردهگيران در اين باره تحقيق مىكردند واقف مىشدند كه شيعه در اين عقيده تنها نيست بلكه مساله تقيه در جاى خود يك حكم قاطع عقلى و موافق فطرت انسانى است [٢] زيرا تمام مردم عاقل و خردمند جهان هنگامى كه خود را بر سر دو راهى ببينند كه يا بايد از اظهار عقيده باطنى خود چشم بپوشند و يا با اظهار عقيده خود جان و مال و حيثيت خود را به خطر افكنند، تحقيق مىكنند اگر اظهار عقيده در موردى باشد كه ارزش براى فدا كردن جان و مال و حيثيت داشته باشد در چنين موقعى اقدام به اين فداكارى را صحيح مىشمارند و اگر اثر قابل ملاحظهاى در آن نبينند از اظهار عقيده چشم مىپوشند.
[١] مجمع البيان، جلد ٥ و ٦ صفحه ٣٨٨.
[٢] اقتباس از كتاب" آئين ما" صفحه ٣٦٤.