تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٥ - تفسير دو مثال جالب در مورد انگيزههاى انفاق
افشانده شود و در معرض هواى آزاد و تابش آفتاب قرار گيرد، سپس باران دانه درشت پر بركتى بر آن ببارد، با اينكه تمام وسايل نمو و رشد در اينجا فراهم است، ولى به خاطر يك كمبود، همه چيز از بين مىرود و اين باران كارى جز اين نمىكند كه آن قشر باريك را همراه بذرها مىشويد و پراكنده مىسازد و سنگ سخت غير قابل نفوذ را كه هيچ گياهى بر آن نمىرويد با قيافه خشونتبارش آشكار مىسازد، چرا كه بذرها در محل نامناسبى افشانده شده بود، ظاهرى آراسته و درونى خشن و غير قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازكى از خاك روى آن را گرفته بود، در حالى كه پرورش گياه و درخت نياز به خاك عميقى دارد كه براى پذيرش ريشهها و ذخيره آب و تغذيه گياه آماده باشد.
اين گونه است اعمال رياكارانه و انفاقهاى آميخته با منت و آزار كه از دلهاى سخت و قساوتمند سرچشمه مىگيرد و صاحبانش هيچ بهرهاى از آن نمىبرند و تمام زحماتشان بر باد مىرود.
و در پايان آيه مىفرمايد:" و خداوند گروه كافران را هدايت نمىكند" (وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ).
اشاره به اينكه خداوند توفيق هدايت را از آنها مىگيرد چرا كه با پاى خود، راه كفر و ريا و منت و آزار را پوييدند، و چنين كسانى شايسته هدايت نيستند، و به اين ترتيب انفاقهاى ريايى و آميخته با منت و آزار، همه در يك رديف قرار گرفتهاند.