ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٥٣ - بحث روايتى(روايتى در باره مواهب خداوند به داود و سليمان
كه تنها جلوگير آدمى از نافرمانى خدا، و تنها وادارندهاش به اطاعت او، ايمان به آخرت است، نه ايمان به خدا و رسول جداى از ايمان به آخرت، هم چنان كه خود خداى سبحان در جاى ديگر فرموده:(إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ)[١].
(وَ رَبُّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ)- يعنى خدا در باره هر چيزى علمى دارد كه معلومش به خاطر فراموشى و يا سهو و يا غير ذلك از دستش نمىرود، و فوت نمىشود، و اين تحذير و تهديدى است از كفران و معصيت، و انذارى است براى اهل كفر و معصيت.
بحث روايتى [ (روايتى در باره مواهب خداوند به داود و سليمان ٧ و داستان قوم سبا)]
در كتاب كمال الدين به سند خود از هشام بن سالم، از امام صادق (ع) روايت كرده، كه در ضمن حديثى كه راجع به داستان داوود (ع) است، فرموده:
داوود روزى از خانه بيرون شد تا زبور بخواند، و آن جناب هر وقت زبور مىخواند هيچ كوهى و سنگى و مرغى نمىماند، مگر آنكه او را پاسخ مىگفت، و گفته او را دو باره تكرار مىكرد[٢].
و در تفسير قمى در ذيل آيه شريفه(أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ) روايت كرده كه امام فرموده معنايش اين است كه به داوود گفتيم: زره بافى كن.(وَ قَدِّرْ فِي السَّرْدِ) فرموده: يعنى ميخها (سيمها) ى آن را به يك اندازه ببر (تا وقتى حلقهاش مىكنى حلقهها هم قد باشند)،(وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ) فرمود: باد، تخت سليمان را حمل مىكرد، و آن را صبح تا مسافت يك ماه راه مىبرد، و عصر نيز تا مسافت يك ماه[٣].
و در كافى به سند خود از داوود بن حصين، و نيز از ابان بن عثمان، از فضل ابى العباس روايت كرده كه گفت: به ابى جعفر عرض كردم: منظور از تمثال در آيه(يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَ تَماثِيلَ وَ جِفانٍ كَالْجَوابِ) چيست؟ آيا مجسمه زنان و مردان است؟
فرمود: نه، منظور تماثيل مردان و زنان نيست، بلكه تمثال درخت و امثال آن است[٤].
و در همان كتاب از بعضى از علماى شيعه آمده كه او بدون ذكر سند از هشام بن
[١] كسانى كه مردم را از راه خدا گمراه مىسازند، عذاب شديدى دارند، به خاطر اينكه روز حساب را فراموش كردند. سوره ص، آيه ٢٦.
[٢] كمال الدين، ج ٢، ص ٥٢٤، ح ٦.
[٣] تفسير قمى، ج ٢، ص ١٩٩.
[٤] فروع كافى، ج ٦، ص ٤٧٦، ح ٣.