ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٢٩ - رواياتى در باره نماز، صبر و پرهيز از گناهان كوچك و راجع به معناى جمله و لا تصعر خدك للناس
و در كتاب فقيه در ضمن كلمات كوتاه رسول خدا ٦ آمده كه فرمود: لا طاعة لمخلوق فى معصية الخالق [١] كه ترجمهاش در صفحه قبل گذشت.
و در كافى به سند خود از ابى بصير از امام باقر (ع) روايت كرده كه گفت شنيدم مىفرمود: بپرهيزيد از گناهان كوچك، كه آنها هم باز خواست كنندهاى دارد، ممكن است فكر كنيد كه گناه مىكنم و سپس از خدا طلب آمرزش مىكنم، ولى خداى عز و جل مىفرمايد: (نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ)- به زودى مىنويسيم آنچه به دست خود از پيش فرستادهاند، و آنچه اثر از ايشان بجاى مانده، و ما هر چيزى را در كتابى آشكارا مىنويسيم و نيز فرموده:(إِنَّها إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّماواتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ)[٢] كه ترجمهاش گذشت.
[رواياتى در باره نماز، صبر و پرهيز از گناهان كوچك و راجع به معناى جمله:(وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ)]
و نيز در همان كتاب به سند خود از معاويه بن وهب روايت كرده كه گفت: از امام صادق (ع) پرسيدم بهترين چيزى كه با آن بندگان خدا به پروردگار خود تقرب مىجويند، و نزد خدا محبوبترين چيز است چيست؟ فرمود: من بعد از معرفت هيچ چيزى بهتر از اين نماز سراغ ندارم ...[٣].
و نيز در همان كتاب به سند خود از محمد بن فضيل، از ابى الحسن (رضا ع)، روايت كرده كه فرمود: نماز مايه تقرب هر پرهيزكار است[٤].
و در مجمع البيان جمله(وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ) را تفسير كرده، به مشقتها و اذيتهايى كه در اثر امر به معروف و نهى از منكر به انسان مىرسد، و اين تفسير را به على (ع) نسبت داده[٥].
و نيز جمله(وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ)، را تفسير كرده به اينكه روى خود را به كلى از مردم مگردان، و از كسى كه دارد با تو سخن مىگويد از در توهين اعراض مكن، و اين معنا را به ابن عباس، و امام صادق (ع) نسبت داده است[٦].
و در الدر المنثور است كه طبرانى، و ابن عدى، و ابن مردويه، از ابى ايوب انصارى
[١] فقيه، ج ٤، ص ٢٧٣.
[٢] اصول كافى، ج ٢، ص ٢٧٠، ح ١٠.
[٣] فروع كافى، ج ٣، ص ٢٦٤، ح ١.
[٤] فروع كافى، ج ٣، ص ٢٦٥، ح ٦.
[٥] ( ٥ و ٦) مجمع البيان، ج ٨، ص ٣١٩.
[٦] ( ٥ و ٦) مجمع البيان، ج ٨، ص ٣١٩.