ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١٣ - چند روايت حاكى از اينكه مراد از الذين أوتوا العلم ائمه
و نيز در همان كتاب است كه رسول خدا ٦ به معاذ فرمود:
اى معاذ سابقين كسانى هستند كه شبها را با ذكر خدا زنده مىدارند، و كسى كه دوست دارد در باغهاى بهشت گردش كند، زياد ذكر خداى عز و جل بگويد[١].
[چند روايت حاكى از اينكه مراد از(الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ) ائمه : هستند و در باره شان نزول آيه:(أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ ...)]
و در كافى به سند خود از عبدى از امام صادق (ع) روايت كرده كه در ذيل آيه(بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ)، فرمود: منظور از اينان كه علم داده شدهاند، ائمهاند[٢].
مؤلف: اين معنا در كافى[٣] و در بصائر الدرجات[٤] به چند طريق روايت شده، و منظور در همه آنها تطبيق كلى بر فرد بارز آن است، به دليل اينكه در روايت بعدى خواهيد ديد كه آيه را منحصر در ائمه ندانستهاند.
و در بصائر الدرجات به سند خود از بريد بن معاويه، از امام باقر (ع) روايت كرده كه گفت: من از آن جناب معناى آيه(بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ) را پرسيدم، فرمود: شماييد آن كسانى كه علم داده شدهاند، شما نباشيد چه كسى ممكن است باشد؟[٥].
و در الدر المنثور است كه: اسماعيلى در معجم خود، و ابن مردويه از طريق يحيى بن جعده، از ابى هريره روايت كردهاند كه گفت: مردمى از اصحاب رسول خدا ٦ از تورات چيزهايى مىنوشتند اين خبر به رسول خدا ٦ رسيد، فرمود: احمقترين احمقان، و گمراهترين گمراهان، مردمى هستند كه از كتابى كه خداوند بر پيغمبرشان نازل كرده، روىگردان شوند، و علاقمند به كتابى شوند كه خدا بر غير پيغمبر آنان نازل كرده و براى امتى غير از آنان فرستاده، در همين جريان بود كه آيه شريفه(أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى عَلَيْهِمْ ...) نازل شد[٦].
و در همان كتاب است كه ابن عساكر، از ابى مليكه روايت كرده كه گفت: عبد اللَّه بن عامر بن كريز هديهاى براى عايشه فرستاد، عايشه خيال كرد فرستنده آن عبد اللَّه عمر است، لذا هديه را برگردانيد، و گفت: اين پسر عمر قرآن كريم را رها كرده، و كتابهاى ديگر را تتبع مىكند، با اينكه خداى تعالى فرمود:(أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى عَلَيْهِمْ)
[١] نور الثقلين، ج ٤، ص ١٦٢.
[٢] ( ٢ و ٣) اصول كافى، ج ١، ص ١٦٧.
[٣] ( ٢ و ٣) اصول كافى، ج ١، ص ١٦٧.
[٤] ( ٤ و ٥) بصائر الدرجات، ص ٢٠٤.
[٥] ( ٤ و ٥) بصائر الدرجات، ص ٢٠٤.
[٦] الدر المنثور، ج ٥، ص ١٤٩.