ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٣٥ - ٢ - پارهاى از مواعظ و حكم آن جناب
اميد اينكه خدا تو را بيامرزد داشته باشى.
پسرش به او گفت: پدر جان چطور چنين چيزى ممكن است، كه در عين داشتن چنان خوفى، اين چنين اميدى هم داشته باشم، و اين دو حالت متضاد در يك دل چگونه جمع مىشود؟ لقمان گفت: پسرم اگر قلب مؤمن را بيرون آرند، در آن دو نور يافت مىشود، نورى براى خوف، و نورى براى رجاء و اگر آن دو را با مقياسى بسنجند، برابر همند، هيچ يك از ديگرى حتى به سنگينى يك ذره بيشتر نيست، و كسى كه به خدا ايمان دارد، به گفته او نيز ايمان دارد، و كسى كه به گفته او ايمان داشته باشد، به فرمان او عمل مىكند، و كسى كه به فرمان او عمل نكند، گفتار او را تصديق نكرده، پس اين حالات دل هر يك گواه ديگرى است. پس كسى كه به راستى ايمان به خدا داشته باشد، براى خدا عمل را خالص و خيرخواهانه انجام مىدهد، و كسى كه براى خدا عمل را خالص و خيرخواهانه انجام دهد، براستى ايمان به خدا دارد، و كسى كه خدا را اطاعت مىكند، از او هراسناك نيز هست، و كسى كه از خدا هراسناك باشد او را دوست هم دارد، و كسى كه او را دوست بدارد، اوامرش را پيروى مىكند، و كسى كه پيرو اوامر خدا باشد، مستوجب بهشت و رضوان او مىشود، و كسى كه پيروى خشنودى خدا نكند، از غضب او هيچ باكى ندارد، و پناه مىبريم به خدا از غضب او.
پسرم به دنيا ركون و اعتماد مكن، و دلت را مشغول بدان مدار، چون خداى تعالى هيچ خلقى را خوارتر از دنيا نيافريده، آيا نمىبينى كه نعيم دنيا را مزد و پاداش مطيعان نكرده، و آيا نمىبينى كه بلاى دنيا را عقوبت گنهكاران قرار نداده؟[١].
و در كتاب قرب الاسناد، هارون، از ابن صدقه، از جعفر بن محمد از پدرش (ع) روايت كرده كه فرمود: شخصى از لقمان پرسيد: آن چه دستورى است كه جامع همه حكمتهاى تو باشد؟ گفت: اينكه خود را در باره چيزى كه برايم ضمانت كردهاند به زحمت نيندازم، و آنچه را كه به خود من واگذار نمودهاند ضايع نكنم، (يعنى عمر خود را صرف رزقى كه ضامن آن شدهاند نسازم، و در باره سعادت آخرتم كه به خود من واگذار نمودهاند اهمال نكنم)[٢].
[١] تفسير قمى، ج ٢، ص ١٦٤- ١٦٢.
[٢] قرب الاسناد، ص ٣٥.