ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٥٨ - بحث روايتى چند روايت در بيان مراد از نعمتهاى ظاهر و باطن در ذيل آيه و أسبغ عليكم نعمه ظاهرة و باطنة
چيست؟ حضرتش فرمود: اى ابن عباس اما آنچه كه ظاهر است اسلام است و آنچه كه خدا آفريده، از خلقت و رزقى كه به تو افاضه كرده، و اما آنچه باطن است اين است كه اعمال زشتت را پوشانده و رسوايت نكرده، اى ابن عباس خداى تعالى مىفرمايد: من سه چيز را به مؤمن دادهام، كه از خود او نيست، اول دعائى كه مؤمنين بعد از او بر او مىخوانند با اينكه او ديگر عملى ندارد، و دوم اينكه ثلث مالش را براى خودش قرار دادم، تا با آن گناهانش را ببخشم، سوم اينكه كارهاى زشتش را پوشاندم، و به هيچ يك از آنها رسوايش نكردم، با اينكه اگر يكى از آنها را بر ملا و فاش مىساختم، حتى خاندانش او را طرد مىكردند، تا چه رسد به غريبهها[١].
مؤلف: قريب به اين مضمون را سيوطى در الدر المنثور به چند طريق از ابن عباس آورده، و اين حديث هم مانند دو حديث قبلى از باب تطبيق يكى از مصاديق نعمتهاى ظاهرى و باطنى بر كلى آن است[٢].
و در توحيد به سند خود از عمر بن اذينة از امام ابى جعفر (ع) روايت كرده كه در حديثى فرمود: رسول خدا ٦ فرموده: هر مولودى با فطرت يعنى معرفت اينكه خدا آفريدگار اوست متولد مىشود، و اين همان است كه خداى تعالى مىفرمايد:
(وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ)- و اگر از ايشان بپرسى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده هر آينه حتما خواهند گفت اللَّه [٣].
و در تفسير قمى در ذيل آيه(أَ لَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ) از امام (ع) نقل كرده كه فرمود كشتىها در دريا به قدرت خدا حركت مىكنند [٤].
و نيز در همان كتاب در ذيل آيه(إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ) نقل كرده كه فرمود: صبار آن كسى است كه در برابر فقر و فاقه خويشتن دارى مىكند، و شكور آن كسى است كه بر همه احوال شكر خدا مىگزارد[٥].
و در مجمع البيان در ذيل همين آيه گفته: در حديث آمده، كه ايمان دو نيم است، نيمى صبر است، و نيمى شكر[٦].
[١] مجمع البيان، ج ٨، ص ٣٢٠.
[٢] الدر المنثور، ج ٥، ص ١٦٧.
[٣] التوحيد صدوق، ص ٣٣٠، ح ٩.
[٤] ( ٤ و ٥) تفسير قمى، ج ٢، ص ١٦٦- ١٦٧.
[٥] ( ٤ و ٥) تفسير قمى، ج ٢، ص ١٦٦- ١٦٧.
[٦] مجمع البيان، ج ٨، ص ٣٢٣.