ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٨٥ - اشاره به فرقى بين خوف و خشيت و اينكه خوف به انبياء
را براى فلان كس فرض كرده، يعنى معين كرده و سهم داده، بعضى[١] از علماء گفتهاند: كلمه فرض، در خصوص آيه مورد بحث، به معناى اباحه و تجويز است، و كلمه حرج به معناى به زحمت افتادن و در تنگنا بودن است، و مراد از اينكه فرمود: پيغمبر در تنگنا نيست، نفى علت تنگنايى است، و آن علت عبارت است از منع خدا از انجام آنچه برايش معين شده.
و معناى اين آيه اين است كه پيغمبر در آنچه خدا برايش معين كرده، و يا برايش اباحه نمود، در منع نيست، تا در تنگنا قرار گيرد.
كلمه سنة در جمله(سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ) اسمى است كه در جاى مصدر به كار رفته، و در نتيجه مفعول مطلقى است براى فعل مقدر، و تقدير آن چنين است:
سن اللَّه ذلك سنة ، و مراد از(الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ) انبياى گذشته، و رسولان قبل از آن جناب است، به قرينه اينكه بعدش مىفرمايد: (الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ)- همان گذشتگانى كه رسالتهاى خدا را ابلاغ مىكردند .
(وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً)- يعنى خدا از ناحيه خود براى هر فردى چيزى را كه سازگار حال اوست مقدر مىكند، و انبياء هم از آنچه خدا برايشان مقدر كرده استثناء نشده، و ممنوع نگشتهاند، همان چيزهايى كه براى ساير مردم مباح است، براى ايشان نيز مباح است، بدون اينكه رسول خدا ٦ از پارهاى از آن مقدرات ممنوع و محروم باشد.
(الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ ...) كلمه الذين بيانگر موصول قبلى، يعنى(الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ) است، و كلمه خشية به معناى تاثر مخصوصى در قلب است، كه از برخورد با ناملايمات دست مىدهد، و اى بسا به آن چيزى هم كه سبب تاثر قلب مىشود خشيت بگويند، مثلا بگويند: خشيت ان يفعل بى فلان كذا- مىترسيدم فلانى با من فلان كار را بكند و انبياء از خدا مىترسند، نه از غير خدا، براى اينكه در نظر آنان هيچ مؤثرى در عالم نيست مگر خدا.
[اشاره به فرقى بين خوف و خشيت و اينكه خوف به انبياء : نسبت داده مىشود ولى خشيت از غير خدا از آنان نفى شده]
و اين كلمه غير از كلمه خوف است، زيرا كلمه خوف به معناى توقع و احتمال دادن پيش آمد مكروهى است، ولى كلمه خشيت همان طور كه گفتيم به معناى تاثر قلب از چنين احتمالى است، و خلاصه كلمه خشيت به معناى حالت و امرى است قلبى، و كلمه خوف به معناى امرى است عملى، و به همين جهت خوف را به انبياء هم مىتوان نسبت داد،
[١] مجمع البيان، ج ٨، ص ٣٦١.