ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٩١ - بحث روايتى رواياتى در باره انفاق و صدقه دادن
گفت، و ايشان را بد گفت، امام صادق (ع) گفت: ساكت باش توانگر اگر صله رحم كند، و به برادران خود نيكى نمايد، خداى تعالى اجر اين عمل را به او دوچندان دهد، براى خاطر اينكه هم نيكى كرده، و هم فريب دنياى خود را نخورده، هم چنان كه قرآن كريم نيز فرموده:(وَ ما أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى إِلَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِي الْغُرُفاتِ آمِنُونَ) اموال و اولاد شما چنان نيستند كه شما را به درگاه ما نزديك سازند، مگر كسى را كه ايمان به خدا آورد، و عمل صالح كند، كه چنين كسانى پاداششان در برابر اعمالى كه كردهاند، دوچندان خواهد بود، و در غرفهها ايمن خواهند زيست[١].
و در امالى، شيخ به سند خود از امير المؤمنين (ع) روايت كرده، كه در حديثى فرمود: تا آنكه روز قيامت شود، در آن روز حسابشان را به نفعشان رسيده، در برابر هر عمل صالح كه كردهاند، ده برابر تا هفتصد برابر پاداش مىدهد، هم چنان كه فرموده:(جَزاءً مِنْ رَبِّكَ عَطاءً حِساباً) و نيز فرموده:(فَأُولئِكَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِي الْغُرُفاتِ آمِنُونَ)[٢] و در كافى به سند خود از سكونى از امام صادق (ع) روايت كرده، كه از رسول خدا ٦ نقل كردند كه فرمود: كسى كه به پاداش ايمان داشته باشد، نيكو بذل و بخشش مىكند[٣].
و در همان كتاب به سند خود از سماعة، از امام ابى الحسن (ع) و آن جناب از رسول خدا ٦ روايت كردهاند، كه فرمود: كسى كه به پاداش ايمان و يقين داشته باشد، دلش نسبت به خرج كردن سخى مىشود[٤].
و در الدر المنثور است كه، ابن مردويه از على بن ابى طالب (ع) روايت كرده كه فرموده: از رسول خدا ٦ شنيدم مىفرمود: براى هر روزى نحوستى است، نحوست هر روز را با صدقه دفع كنيد، آن گاه فرمود: آياتى كه متعرض مساله خلف است، بخوانيد، كه من از خداى تعالى شنيدم مىفرمود:(وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ) آنچه انفاق كنيد خدا عوض مىدهد آن را، و وقتى كسى انفاق نكند چگونه خدا عوض و پاداش مىدهد[٥].
و در تفسير قمى در روايت ابى الجارود، از ابى جعفر (ع) روايت كرده كه
[١] تفسير قمى، ج ٢، ص ٢٠٣.
[٢] امالى طوسى، ج ١، ص ٢٥، طبع نجف.
[٣] فروع كافى، ج ٤، ص ٢، ح ٤.
[٤] فروع كافى، ج ٤، ص ٢، ح ٤.
[٥] الدر المنثور، ج ٥، ص ٢٣٩.