ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٤٤ - ترجمه آيات
ترجمه آيات
و به تحقيق داوود را از ناحيه خود فضلى داديم، (و آن اين بود كه به كوهها و مرغان گفتيم:) اى كوهها و اى مرغان! با او همصدا شويد! و آهن را هم برايش نرم كرديم (١٠).
(و بدو گفتيم با اين آهن نرم) زره بباف، و سيمهاى آن را به يك اندازه ببر، و عمل صالح كن، كه من به آنچه مىكنيد بينايم (١١).
و براى سليمان باد را مسخر كرديم، كه صبح مسافت يك ماه راه را مىرفت، و عصر هم همين مسافت را طى مىكرد، و چشمه مس را برايش جارى كرديم، و از جن كسانى به دستور و به اذن خدا برايش كار مىكردند، و هر يك از امر ما منحرف مىشد از عذابى سوزان به وى مىچشانديم (١٢).
براى او هر چه مىخواست از محرابها، و تمثالها، و كاسههايى چون حوض، و ديگهاى ثابت در زمين، درست مىكردند، گفتيم: اى آل داوود! شكر بگزاريد، و بندگان شكرگزار من اندكند (١٣).
بعد از آنكه قضاى مرگ بر او رانديم، كسى جنيان را از مرگ وى خبر نداد، مگر موريانه زمين، كه عصايش را خورد، و او به زمين افتاد، همين كه افتاد جنيان فهميدند: كه اگر از مرگ او خبر مىداشتند (در اين مدت طولانى) در عذابى خوار كننده به سر نمىبردند (١٤).
براى قوم سبا در شهرشان آيتى بود، و آن دو باغستان از راست و چپ محل بود، كه گفتيم رزق پروردگارتان را بخوريد، و شكر بر او بگزاريد شهرى پاكيزه، و پروردگارى آمرزنده (١٥).
ولى روى بگرداندند، پس سيل عرم را به سويشان سرازير كرديم، و دو باغستانشان را مبدل به دو زمين خشك كرديم، كه جز خوراكى تلخ، و اثل و مختصرى سدر نمىرويانيد (١٦).
اين كيفر را بدان جهت به آنان داديم كه كفران كردند، و مگر جز مردم كفرانگر را كيفر مىكنيم (١٧).
و ما بين آنان و دهكدههاى پر بركت قريهها قرار داديم، كه يكديگر را مىديدند، و مسافت بين آنها را به اندازه هم كرده بوديم، گفتيم: در بين اين شهرها شبها و روزها سير كنيد، در حالى كه ايمن باشيد (١٨).
گفتند: پروردگار ما بين سفرهاى ما فاصله زياد قرار داده، و به خود ستم كردند، پس آن چنان هلاكشان كرديم كه داستان آيندگان شدند، و آن چنان متفرقشان كرديم كه ما فوق آن تصور ندارد، و در اين آيتها است براى هر پر صبر و پر شكرى (١٩).