ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٤٠ - استهزاى كفار پيامبر اكرم
اين آيه كه حكايت كلام كفار است، سخنى است كه در مقام استهزاء گفتهاند، و در آن رسول خدا ٦ را به يكديگر معرفى مىكنند، كه اين مرد قائل به معاد است! كلمه تمزيق به معناى تقطيع و تفريق است، و تعبير به(إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ) استمرار و استقرار را مىرساند، و معنايش اين است كه: از در تمسخر به يكديگر گفتند:
مىخواهيد شما را به مردى راهنمايى كنيم كه مىگويد: شما مردم وقتى در گور خود پاره پاره شديد دو باره خلق مىشويد؟ و بعد از مردن دو باره زندگى جديدى پيدا مىكنيد؟ و جمله:
(إِذا مُزِّقْتُمْ)- وقتى پاره پاره شديد ظرف است براى جمله(إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ). و معناى مجموع اين دو جمله اين است كه: شما در زمان پاره پاره شدن، خلقت جديدى به خود مىگيريد ؟
و معناى آيه اين است كه: كسانى كه كافر شدند از در تمسخر به رسول خدا ٦ كه ايشان را از قيامت و جزاى آن مىترساند به يكديگر گفتند: آيا مىخواهيد شما را به مردى (كه مقصود رسول خدا ٦ است) دلالت كنيم كه شما را خبر مىدهد از اينكه به زودى در هنگام پاره پاره شدن اجزايتان و در زمانى كه هيچ يك از اجزاى شما از يكديگر متمايز نيست در خلقت جديدى قرار مىگيريد؟ و هستى دو بارهاى پيدا مىكنيد؟(أَفْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ ...) استفهامى است از در تعجب، چون در نظر كفار زنده شدن اجساد بعد از فنا و پوسيدن، امرى عجيب بوده، آن قدر عجيب بوده كه به نظرشان هيچ عاقلى به خود اجازه نمىدهد كه چنين سخنى بگويد، مگر آنكه بخواهد مردم را دچار اشتباه و ضلالت كند، و منافع آنان را تصاحب كند، و اگر چنين منظورى در كار نباشد، چطور يك فرد عاقل مطلب به اين روشنى را نمىفهمد؟ و نمىداند كه بدن پوسيده دو باره زنده نمىشود.
و چون مساله در نظرشان محال مىنموده، لذا امر رسول خدا ٦ را كه مدعى قيامت است، داير بين دو چيز دانستند: يكى افتراء بستن به خدا، و ديگرى ديوانگى. آن وقت از يكديگر مىپرسند: كه به نظر شما اين مرد كدام يك از اين دو انحراف را دارد، آيا به خدا افتراء مىبندد، تا به اغراض خود برسد، و يا آنكه ديوانه است؟
و معناى آيه اين است كه: آيا به نظر شما اين مرد عاقل است؟ و عالما و عامدا به خدا