ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٨٩ - بحث روايتى(رواياتى پيرامون آيات مربوط به ازدواج پيامبر
كه وى (زينب) به زودى در ازدواجش در مىآيد، از مردم پنهان مىكرد، تا كسى از منافقين نگويد: در باره زن مردم مىگويد همسر من است، و جزو مادران مؤمنين است، و چون از جنجال منافقين مىترسيد، اين آيه به وى خاطر نشان كرد كه: تو از مردم مىترسى، با اينكه خدا سزاوارتر است به اينكه از او بترسى، يعنى در دل از او بترسى ...[١].
مؤلف: قريب به اين مضمون نيز در همان كتاب از آن جناب، در پاسخ از سؤال مامون در خصوص عصمت انبياء آمده[٢].
و در مجمع البيان در ذيل جمله(وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ) آمده كه بعضى گفتهاند: آنچه در دل پنهان مىداشته، اين بوده كه خدا به وى اعلام كرده بود كه زينب به زودى يكى از همسران او خواهد شد، و زيد او را طلاق خواهد داد، پس وقتى زيد نزدش آمد، و عرضه داشت: مىخواهم زينب را طلاق گويم، حضرت به وى فرمود: همسرت را نگه دار، خداى سبحان در آيه شريفه به وى مىفرمايد: چرا گفتى همسرت را نگه دار، با اينكه به تو اعلام كرده بودم كه او همسر تو خواهد بود؟، اين معنا از على بن الحسين (ع) نيز روايت شده[٣].
و در الدر المنثور است كه احمد، عبد بن حميد، بخارى، ترمذى، ابن منذر، حاكم، ابن مردويه، و بيهقى در سنن خود از انس روايت كردهاند، كه گفت: زيد بن حارثه نزد رسول خدا ٦ آمد، و از زينب همسرش شكايت كرد، رسول خدا ٦ مكرر به او فرمود: از خدا بترس و همسرت را داشته باش، دنبال اين جريان اين آيه نازل شد:(وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ).
انس آن گاه اضافه كرد: اگر رسول خدا ٦ چيزى از وحى خدا را حاشا و كتمان مىكرد، جا داشت اين آيه را كتمان كند، (و چون نكرد بايد بفهميم هيچ يك از آيات خدا، و حتى يك كلمه از آنها را كتمان نكرد و ناگفته نگذاشت ... [٤].
مؤلف: اين گونه روايات در مساله مورد بحث بسيار زياد است، هر چند كه بسيارى از آنها خالى از شبهه نيست، و در بعضى از آنها آمده كه: رسول خدا ٦ در ازدواج با هيچ يك از همسرانش آن وليمهاى كه در ازدواج با زينب داد تهيه نديد،
[١] عيون اخبار الرضا، ج ١، ص ١٩٤ باب ١٤.
[٢] عيون اخبار الرضا، ج ١، ص ٢٠٣، باب ١٥.
[٣] مجمع البيان، ج ٨، ص ٣٦٠.
[٤] الدر المنثور، ج ٥، ص ٢٠١.