ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٣١ - حكايت ترس و بهانه تراشى منافقان و بيمار دلان بعد از مشاهده لشكر انبوه دشمن و سخن پراكنىهايشان در جهت تضعيف روحيه مؤمنين
تابع اراده خدا است، و بس، و هيچ سببى از اسباب، از نفوذ اراده خدا جلوگير نمىشود، و هيچ كس آدمى را از اراده خدا اگر به شر تعلق گرفته باشد نگه نمىدارد، پس حزم و احتياط اين را اقتضاء مىكند كه انسان توكل به خدا نموده و امور را محول به او كند.
و از آنجا كه منافقين و بيماردلان به خاطر مرضى كه دارند، و يا كفرى كه در دل پنهان كردهاند و دلهايشان مشغول بدانست، خداى تعالى كه تا كنون به رسول گرامى خود دستور داده بود با ايشان صحبت كند، در اين جا خودش صحبت كرده، و فرموده(وَ لا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً) ايشان غير از خدا ولى و ياورى براى خود نمىيابند.
( قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ) ...(يَسِيراً ) كلمه معوقين اسم فاعل از تعويق است كه به معناى منصرف كردن و تاخير انداختن است، و كلمه هلم اسم فعلى است كه معناى بيا را مىدهد، و چون اسم فعل است تثنيه و جمع ندارد، اين البته در لغت حجاز چنين است، و كلمه باس به معناى شدت و جنگ و كلمه اشحة جمع شحيح است، كه به معناى بخيل است، و جمله (كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ) به معناى كسى است كه غشوه مرگ او را گرفته باشد، و در نتيجه مشاعر خود را از دست داده و چشمانش در حدقه بگردش درآمده باشد، و كلمه سلق - به فتحه سين و سكون لام- به معناى زدن و طعنه است. و معناى دو آيه اين است كه: خدا مىشناسد آن كسان از شما را كه مردم را از شركت در جهاد بازمىدارند، و آن منافقينى را كه از شركت مسلمانان در جهاد جلوگيرى مىكنند، و نيز آن منافقين را كه به برادران منافق خود و يا به بيماردلان مىگويند بياييد نزد ما و به جهاد نرويد، و خود كمتر در جهاد شركت نموده و از شما مسلمانان جان خود را دريغ مىدارند.
و همين كه آتش جنگ شعلهور شد، ايشان را مىبينى كه از ترس به تو نگاه مىكنند، اما نگاهى بدون اراده، و چشمانشان در حدقه كنترل ندارد، و مانند چشمان شخص محتضر در حدقه مىگردد، و همين كه ترس از بين رفت، شما را با زبانهايى تيزتر از شمشير مىزنند، در حالى كه از آن خيرى كه به شما رسيده ناراحتند، و بدان بخل مىورزند.
اينگونه افراد- كه نشانيهايشان را داديم- ايمان نياوردهاند، به اين معنا كه ايمان در دلهايشان جايگير نشده، هر چند كه در زبان آن را اظهار مىكنند پس خداوند اعمال آنان را بى اجر نموده و اين كار براى خدا آسان است.
(يَحْسَبُونَ الْأَحْزابَ لَمْ يَذْهَبُوا ...) يعنى از شدت ترس هنوز گمان مىكنند كه احزاب- لشكر دشمن- فرار نكردهاند (و