ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٢٦ - توضيح سفارشات ديگر لقمان به فرزند و لا تصعر خدك للناس
(إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ)[١].
كلمه عزم به طورى كه راغب گفته عبارت است از تصميم قلبى بر گذراندن و فيصله دادن به كارى، و اگر صبر را كه همان حبس نفس از انجام امرى است، از عزم دانسته، از اين جهت است كه عقد قلبى ما دام كه سست نشده، و اين گره دل باز نگشته، انسان بر آن امرى كه بر انجامش تصميم گرفته، و در دل گره زده است، پا بر جا و بر تصميم خود باقى است، پس كسى كه بر امرى صبر مىكند، حتما در عقد قلبىاش و محافظت بر آن جديت دارد، و نمىخواهد كه از آن صرفنظر كند، و اين خود از قدرت و شهامت نفس است[٢].
و اينكه بعضى[٣] گفتهاند: معنايش اين است كه اين از عزيمت خدا، و ايجاب او در امور است، صحيح نيست، و از لفظ آيه دور است. و همچنين گفتار بعضى[٤] ديگر كه گفتهاند كه عزم در لغت هذيل عبارت است از جزم.
[توضيح سفارشات ديگر لقمان به فرزند:(وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ ...)]
(وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ) راغب گفته كلمه صعر به معناى كج بودن گردن، و كلمه تصعير به معناى گرداندن گردن از نظرها از روى تكبر است، هم چنان كه خداى تعالى فرمود:(وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ)[٥]، و نيز گفته: كلمه مرح به معناى شدت خوشحالى، و زياده روى در آن است[٦].
و بنا به گفته وى معنا چنين مىشود كه: روى خود از در تكبر از مردم بر مگردان، و نيز در زمين چون آنان كه بسيار خوشحالند راه مرو، كه خدا دوست نمىدارد كسانى را كه دستخوش خيلاء و كبرند، و اگر كبر را خيلاء خواندهاند، بدين جهت است كه آدم متكبر خود را بزرگ خيال مىكند، و چون فضيلت براى خود خيال مىكند، زياد فخر مىفروشد. بعضى ديگر در معناى آيه گفتهاند: معناى(لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ) اين است كه در وقت حاجت، گردن خود را از در تذلل و احساس خوارى براى مردم كج مكن، و در مقابل
[١] اگر صبر كنيد و تقوى به خرج دهيد، اين خود از عزم الامور است. سوره آل عمران، آيه ١٨٦.
[٢] مفردات راغب، ماده عزم .
[٣] تفسير كشاف، ص ٤٩٧. و روح المعانى، ج ٢١، ص ٩٠.
[٤] روح المعانى، ج ٢١، ص ٩٠.
[٥] مفردات راغب، ماده صعر .
[٦] مفردات راغب، ماده مرح .