ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣١٠ - ياد آورى مراحل خلقت و حيات انسان و وصف حال مجرمين در قيامت كه به سبب عدم اعتقادشان به معاد، بعد از رستاخيز فاصله بين مرگ و بعث خود را ساعتى بيش نمىپندارند
حدى كه ديگر هر چه مثلها برايشان آورده شود، و هر قدر آن مثلها، حق را به دلها نزديك كند، سودى به حالشان ندارد، چون مهر بر لبهايشان زده شده، و حالت روگردانى جزو طبيعتشان شده است.
و لذا دنبال اين بيان فرموده(وَ لَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ) يعنى هر آيتى برايشان بياورى آنها كه كافر شدند خواهند گفت چيزى جز باطل نياوردهاى، و اين را بدان جهت مىگويند كه روگردان از حق شدند، و هر حقى را باطل مىبينند. در اين جمله مىتوانست به آوردن ضمير كفار اكتفاء نموده، بفرمايد: و لئن جئتهم بآية ليقولون ان انتم ... ، ولى به جاى ضمير، كلمه موصول الذين و صله كفروا را آورده، براى اين كه منشا و علت اين حرفشان را بيان كند و بفهماند كه اگر اين حرف را مىزنند به خاطر كفرشان است.
(كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى قُلُوبِ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ) منظور از جمله نمىدانند اين است كه در باره خدا و آيات او كه يكى از آنها مساله بعث است جاهلند، و تازه بر جهل و شك خود اصرار هم مىورزند.
(فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لا يُوقِنُونَ) يعنى به هر عكس العملى كه با تو روبرو مىشوند بساز، و در برابر اينكه مىگويند:
(إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ) و ساير زورگوييهايشان صبر كن، كه وعده خدا حق است و اگر او وعده داده كه ياريت كند، قطعا خواهد كرد، هم چنان كه در آيات قبل نيز فرموده:(وَ كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ)، پس كسانى كه يقين به وعده خداى سبحان ندارند، تو را سست نسازند.
و اينكه بعضى[١] گفتهاند مراد از(لا يُوقِنُونَ)، اين است كه به آنچه از آيات بينات كه برايشان مىخوانى يقين ندارند، و آن را تكذيب نموده تو را با اباطيل خود اذيت مىكنند، صحيح نيست، چون همان طور كه گفتيم وعده آخر آيه و اول آن يكى است، و آن وعده به نصرت است.
[١] روح المعانى، ج ٢١، ص ٦٢.