ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٨٩ - ٤ - اسلام دين فطرت ، دين خدا و سبيل الله است
اراده خداى سبحان است و مصداق اراده او- كه صفت فعل است- عبارت است از تمامى علتهاى مؤتلفه از خلقت انسان و مقتضيات تكوينى او (اعم از فعل يا ترك) هم چنان كه فرمود:(إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ).
و نيز دين خدا ناميده شده، چون خداى تعالى اين دين را از بندگانش خواسته، يعنى خواسته است تا عمل خود را چه فعل و چه ترك با آن تطبيق دهند، و چنين اراده كرده است،- البته اراده به آن معنايى كه گذشت-.
و نيز سبيل اللَّه ناميده شده، چون اسلام تنها سبيل و راهى است كه خدا از بندگانش خواسته، تا آن را بپيمايند، و سلوك كنند تا به كمال وجود و سعادت هستى خود برسند، هم چنان كه فرموده:(الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً)[١] و اما اين مساله كه دين حق بايد از طريق وحى و نبوت، به بشر اعلام شود، و عقل كافى نيست، بيانش در مباحث نبوت و غير آن گذشت.
[١] كسانى كه از راه خدا- يعنى اسلام- جلوگيرى مىكنند، و آن راه را كج و معوج مىخواهند، چنين و چنانند. سوره اعراف، آيه ٤٥.