ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٦٠ - بررسى وجوه و اقوال مختلفى كه در جواب به اين اشكال كه چرا فرموده است اعاده خلق از خلقت ابتدايى بر خدا آسانتر است؟ گفته شده
نامتناهى وضعش نسبت به موارد مختلف نمىشود، و تعلقش بر دشوار و آسان يكسان است، پس كلمه أفعل تفضيل (آسانتر) در اين جا معنا ندارد .
در جواب از اين اشكال وجوهى ذكر كردهاند.
اول[١] اينكه: ضمير در عليه به خدا برنمىگردد، بلكه به خلق برمىگردد، و معنايش اين است كه: اعاده هر چيزى براى خلق آسانتر از ايجاد ابتدايى است، چون ايجاد ابتدايى الگو ندارد، ولى اعاده هر چند بار هم كه باشد آسانتر است چون الگو دارد، و چون اعاده از ابتداء براى خلق آسانتر است ديگر در باره خداى تعالى چه اشكالى دارد .
و اين توجيه صحيح نيست، براى اينكه برگشتن ضمير به خلق خلاف ظاهر آيه است.
دوم[٢] اينكه: كلمه اهون در اين جا از معناى تفضيلى منسلخ است، و همان معناى آسان را مىدهد، نه آسانتر ، هم چنان كه كلمه خير با اينكه در اصل فعل تفضيل است، و معناى بهتر را مىدهد در جمله (ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ)- آنچه نزد خدا است خوبست نه لهو ، از معناى تفضيلى منسلخ شده .
اشكال اين توجيه هم اين است كه: دليلى بر آن نيست، و تحكم واضحى است.
سوم[٣] اينكه: آسانتر بودن اعاده از انشاء ابتدايى از نظر مقايسه خود آن دو با هم است، نه اينكه نسبت به خدا باشد، و اين تفضيل در بين فعلى و فعل ديگر خدا هيچ مانعى ندارد، هم چنان كه خودش فرموده:(لَخَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ)[٤].
اين توجيه همان است كه از كلام زمخشرى هم استفاده مىشود كه گفته است: اگر بگويى چرا در جمله(ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ ...) اعاده خلق اين قدر بزرگ شمرده شده، به طورى كه گويى از قيام آسمانها و زمين به امر خدا مهمتر است؟ و آن وقت همين اعاده در جمله(وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ) آسانتر معرفى شده؟ در جواب مىگوييم: اعاده انسانها در قيامت فى نفسه بزرگ هست، و ليكن به قياس با انشاء ابتدايى آسانتر معرفى شده [٥].
اشكال اين وجه اين است كه: كلمه اهون مقيد به عليه شده، يعنى براى خدا آسانتر است، و اين بهترين گواه است بر اينكه مقايسهاى كه بين انشاء و اعاده واقع شده نسبت
[١] ( ١ و ٢) روح المعانى، ج ٢١، ص ٣٦.
[٢] ( ١ و ٢) روح المعانى، ج ٢١، ص ٣٦.
[٣] تفسير كشاف، ج ٣، ص ٤٧٧.
[٤] خلقت آسمانها و زمين از خلقت مردم بزرگتر است. سوره مؤمن، آيه ٥٧.
[٥] تفسير كشاف، ج ٣، ص ٤٧٦.