ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١١٥ - وجوهى كه در معناى جواب قارون(إنما أوتيته على علم عندي) گفته شده است
پاسخى است به قارون كه ثروت خود را به علم و كاردانى خود مستند مىكرد، و حاصلش اين است كه: مؤاخذه الهى مانند مؤاخذه بشر نيست، كه وقتى كسى را ملامت و يا نصيحت مىكنند، براى برگرداندن ملامت از خود، به علم و كاردانى خود متشبث شده، چيزهايى بهم مىبافند، چون خداى سبحان عالم و شاهد اعمال هر كسى است و مؤاخذه او را نمىتوان با نيرنگ پاسخ داد، بلكه او به خاطر همين كه دانا و ناظر اعمال است، از هيچ مجرمى نمىپرسد كه چه كردى؟ بلكه تنها مطابق جرمش مؤاخذهاش مىكند، و نيز مؤاخذه او ناگهانى است، به طورى كه خود مجرم هيچ اطلاع قبلى از آن ندارد.
[وجوهى كه در معناى جواب قارون ((إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي)) گفته شده است]
اين آن معنايى است كه از سياق آيه به دست مىآيد ولى مفسرين معانى ديگرى براى آن ذكر كردهاند.
مثلا بعضى[١] گفتهاند: مراد از علم در جمله(إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي) علم تورات است، چون قارون از همه بنى اسرائيل به تورات عالمتر بود .
بعضى[٢] ديگر گفتهاند: مراد علم كيمياء بوده، چون قارون كيمياء را از موسى و يوشع بن نون و كالب بن يوحنا فرا گرفته بود، و منظور از اينكه گفت: (عَلى عِلْمٍ عِنْدِي)- با علمى كه نزد من است اين بوده كه علم كيمياء مخصوص او بوده، و ساير مردم آن را نمىدانستند، و با اين علم مقدار زيادى طلا درست كرده بود .
بعضى[٣] ديگر گفتهاند: مراد از علم علم استخراج گنجينهها و دفينهها است، چون قارون اين علم را داشته، و به وسيله آن دفينههاى بسيارى استخراج كرده بود .
بعضى[٤] ديگر گفتهاند: مراد از علم، علم خداى تعالى است و معنايش اين است كه: به نظر من خداى تعالى مرا به علم تحصيل ثروت اختصاص داده، و منظورش از كلمه عندى اين بوده كه مطلب به نظر من چنين است .
بعضى[٥] ديگر گفتهاند: مراد از علم همان علم خداست كه در وجه قبلى گذشت، و ليكن علم به معناى معلوم است، و معناى جمله اين است كه: اين اموال را كه خدا به من داده به وسيله معلوماتى داده كه آن را به من تعليم فرموده .
و كلمه على در همه اين اقوال براى استعلا است، البته بعضى[٦] گفتهاند: ممكن هم هست كه براى تعليل بوده باشد .
[١] تفسير منهج الصادقين، ج ٧، ص ١٢٧.
[٢] ( ٢ و ٣) مجمع البيان، ج ٧، ص ٢٦٧.
[٣] ( ٢ و ٣) مجمع البيان، ج ٧، ص ٢٦٧.
[٤] ( ٤ و ٥ و ٦) روح المعانى، ج ٢٠، ص ١١٣.
[٥] ( ٤ و ٥ و ٦) روح المعانى، ج ٢٠، ص ١١٣.
[٦] ( ٤ و ٥ و ٦) روح المعانى، ج ٢٠، ص ١١٣.