جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧
حداکثر تمتع را ببرد . بدیهی است که چنین حالتی نمیتواند مکمل و مربی
روح انسان باشد و روح او را تهذیب نماید .
اما انسان گاهی تحت تأثیر عواطف عالی انسانی خویش قرار میگیرد ،
محبوب و معشوق در نظرش احترام و عظمت پیدا میکند ، سعادت او را
میخواهد ، آماده است خود را فدای خواستههای او بکند . اینگونه عواطف ،
صفات و صمیمیت و لطف و رقت و از خود گذشتگی به وجود میآورد برخلاف
نوع اول که از آن خشونت و سبعیت و جنایت بر میخیزد . مهر و علاقه مادر
به فرزند از این مقوله است . ارادت و محبت به پاکان و مردان خدا ، و
همچنین وطن دوستیها و مسلک دوستیها از این مقوله است .
این نوع از احساسات است که اگر به اوج و کمال برسد همه آثار نیکی که
قبلا شرح دادیم بر آن مترتب است و هم این نوع است که به روح شکوه و
شخصیت و عظمت میدهد بر خلاف نوع اول که زبون کننده است . و هم این نوع
از عشق است که پایدار است و با وصال تیزتر و تندتر میشود بر خلاف نوع
اول که ناپایدار است و وصال مدفن آن به شمار میآید .
در قرآن کریم رابطه میان زوجین را با کلمه " مودت " و " رحمت "
تعبیر میکند [١] و این نکته بسیار عالی است . اشاره به جنبه انسانی و
فوق حیوانی زندگی زناشوئی است . اشاره به اینست که
[١] و من آیاته ان خلق لکم من أنفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودش و رحمة ». ( سوره روم ، آیه ٢١ ) .