جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦
و طوفان شهوت چیزی نیست . از مبادی جنسی سرچشمه میگیرد و به همانجا خاتمه مییابد . افزایش و کاهشش بستگی زیادی دارد به فعالیتهای فیزیولوژیکی دستگاه تناسلی و قهرا به سنین جوانی . با پا گذاشتن به سن از یک طرف ، و اشباع و افراز از طرف دیگر کاهش مییابد و منتفی میگردد . جوانی که از دیدن روئی زیبا و موئی مجعد به خود میلرزد و از لمس دستی ظریف به خود میپیچد ، باید بداند جز جریان مادی حیوانی در کار نیست . اینگونه عشقها به سرعت میآید و به سرعت میرود ، قابل اعتماد و توصیه نیست ، خطرناک است ، فضیلت کش است . تنها با کمک عفاف و تقوا و تسلیم نشدن در برابر آن است که آدمی سود میبرد . یعنی خود این نیرو انسان را به سوی هیچ فضیلتی سوق نمیدهد اما اگر در وجود آدمی رخنه کرد و در برابر نیروی عفاف و تقوا قرار گرفت و روح ، فشار آنرا تحمل کرد ولی تسلیم نشد ، به روح قوت و کمال میبخشد . انسان نوعی دیگر احساسات دارد که از لحاظ حقیقت و ماهیت با شهوت مغایر است . بهتر است نام آنرا عاطفه و یا به تعبیر قرآن " مودت " و " رحمت " بگذاریم . انسان آنگاه که تحت تأثیر شهوات خویش است ، از خود بیرون نرفته است ، شخص یا شیء مورد علاقه را برای خودش میخواهد و به شدت میخواهد . اگر درباره معشوق و محبوب میاندیشد بدین صورت است که چگونه از وصال او بهره مند شود و