جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٩
" چشم این فتنه را من درآوردم . غیر از من احدی جرأت چنین کاری را نداشت پس از آنکه موج دریای تاریکی و شبههناکی آن بالا گرفته بود و " هاری " آن فزونی یافته بود . امیرالمؤمنین علیهالسلام دو تعبیر جالب دارد در اینجا : یکی شبههناکی و تردیدآوری این جریان . وضع قدس و تقوای ظاهری خوارج طوری بود که هر مؤمن نافذ الایمانی را به تردید وامی داشت . از این جهت یک جو تاریک و مبهم و یک فضای پر از شک و دودلی به وجود آمده بود . تعبیر دیگر اینست که حالت این خشکه مقدسان را به " کلب " تشبیه میکند . کلب یعنی هاری . هاری همان دیوانگی است که در سگ پیدا میشود . به هر کس میرسد گاز میزند و هر اتفاقا حامل یک بیماری ( میکروب ) مسری است . نیش سگ به بدن هر انسان یا حیوانی فرو رود و از لعاب دهان آن چیزی وارد خون انسان یا حیوان بشود آن انسان یا حیوان هار پس از چندی به همان بیماری مبتلا میگردد . او هم هار میشود و گاز میگیرد و دیگران را هار میکند . اگر این وضع ادامه پیدا کند ، فوق العاده خطرناک میگردد . اینست که خردمندان بلا فاصله سگ هار را اعدام میکنند که لااقل دیگران از خطر هاری نجات یابند . علی میفرماید اینها حکم سگ هار را پیدا کرده بودند ، چاره پذیر نبودند ، میگزیدند و مبتلا میکردند و مرتب بر عدد هارها میافزودند .