جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٠
وای به حال جامعه مسلمین از آن وقت که گروهی خشکه مقدس یک دنده جاهل بیخبر ، پا را به یک کفش کنند و به جان این و آن بیفتند . چه قدرتی میتواند در مقابل این مارهای افسون ناپذیر ایستادگی کند ؟ کدام روح قوی و نیرومند است که در مقابل این قیافههای زهد و تقوا تکان نخورد ؟ کدام دست است که بخواهد برای فرود آوردن شمشیر بر فرق اینها بالا رود و نلرزد ؟ اینست که علی میفرماید : « و لم یکن لیجتریء علیها احد غیری » . " یعنی غیر از من احدی جرأت بر چنین اقدامی نداشت " . غیر از علی و بصیرت علی و ایمان نافذ علی احدی از مسلمانان معتقد به خدا و رسول و قیامت به خود جرأت نمیداد که بر روی اینها شمشیر بکشد . اینگونه کسان را تنها افراد غیر معتقد به خدا و اسلام جرأت میکنند بکشند ، نه افراد معتقد و مؤمن معمولی . اینست که علی به عنوان یک افتخار بزرگ برای خود میگوید : این من بودم ، و تنها من بودم که خطر بزرگی که از ناحیه این خشکه مقدسان به اسلام متوجه میشد درک کردم . پیشانیهای پینه بسته اینها و جامههای زاهد مابانه شان و زبانهای دائم الذکرشان و حتی اعتقاد محکم و پابرجایشان نتوانست مانع بصیرت من گردد . من بودم که فهمیدم اگر اینها پا بگیرند همه را به درد خود مبتلا خواهند کرد و جهان اسلام را به جمود و ظاهرگرایی و تقشر و تحجری خواهند کشانید که کمر اسلام خم شود . مگر نه اینست که پیغمبر