جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٢
بشود . قرآن نباید موضوعات را شماره کند و انگشت روی حق و باطل بگذارد . چنین چیزی ممکن نیست . قرآن آمده است تا جاودانه بماند پس باید اصول و کلیات را روشن کند تا در هر عصری باطلی رودرروی حق قرار میگیرد مردم با معیار آن کلیات عمل کنند . این دیگر وظیفه خود مردم است که با ارائه اصل " « و ان طائفتان من المؤمنین اقتتلوا ». . . " چشمشان را باز کنند و فرقه طاغی را از فرقه غیر طاغی تشخیص دهند و اگر واقعا فرقه سرکش دست از سرکشی کشید بپذیرند و اما اگر دست نکشید و حیله کرد و برای اینکه خود را از شکست نجات دهد تا فرصت جدیدی برای حمله به دست آورد و دوباره سرکشی کند و به ذیل آیه که میفرماید : « فان فائت فاصلحوا بینهما ». متمسک شود ، حیله او را نپذیرند . تشخیص همه اینها با خود مردم است . قرآن میخواهد مسلمانان رشد عقلی و اجتماعی داشته باشند و به موجب همان رشد عقلی مرد حق را از غیر مرد حق تمیز دهند . قرآن نیامده است که برای همیشه با مردم مانند ولی صغیر با صغیر عمل کند ، جزئیات زندگی آنها را با قیمومیت شخصی انجام دهد و هر مورد خاص را با علامت و نشانه حسی تعیین نماید . اساسا شناخت اشخاص و میزان صلاحیت آنها و حدود شایستگی و وابستگی آنها به اسلام و حقایق اسلامی خود یک وظیفه است و غالبا ما از این وظیفه خطیر غافلیم .