جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠
بالبدیهة جواب گفت . یکی از خارجیها از بین مردم فریاد زد : قاتله الله
ما افقهه ( خدا بکشد این را ، چقدر دانشمند است ) ، دیگران خواستند
متعرضش شوند اما علی فرمود رهایش کنید او به من تنها فحش داد .
خوارج در نماز جماعت به علی اقتدا نمیکردند زیرا او را کافر
میپنداشتند . به مسجد میآمدند و با علی نماز نمیگذاردند و احیانا او را
میآزردند . علی روزی به نماز ایستاده و مردم نیز به او اقتدا کردهاند .
یکی از خوارج به نام ابن الکواء فریادش بلند شد و آیهای را به عنوان
کنایه به علی بلند خواند :
« و لقد اوحی الیک و الی الذین من قبلک لئن اشرکت لیحبطن عملک و
لتکونن من الخاسرین »[١] .
این آیه خطاب به پیغمبر است که به تو و همچنین پیغمبران قبل از تو
وحی شد که اگر مشرک شوی اعمالت از بین میرود و از زیانکاران خواهی بود
. ابن الکواء با خواندن این آیه خواست به علی گوشه بزند که سوابق تو را
در اسلام میدانیم ، اول مسلمان هستی ، پیغمبر تو را به برادری انتخاب کرد
، در لیلة المبیت فداکاری درخشانی کردی و در بستر پیغمبر خفتی ، خودت
را طعمه شمشیرها قراردادی و بالاخره خدمات تو به اسلام قابل انکار نیست ،
اما خدا به پیغمبرش هم گفته اگر مشرک بشوی اعمالت به هدر میرود ، و
چون تو اکنون کافر شدی اعمال گذشته را به هدر دادی .
[١] سوره زمر ، آیه . ٦٥