جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢
مثلا چنانکه همه میدانیم ، از بدو امر بعد از رحلت نبی اکرم مسلمین به دو فرقه تقسیم شدند : سنی و شیعه . سنیها در یک شعار و چهارچوب عقیده هستند و شیعه در شعار و چهارچوب عقیدهای دیگر . شیعه میگوید خلیفه بلا فصل پیغمبر علی است ، و آن حضرت علی را برای خلافت و جانشینی خویش به امر الهی تعیین کرده است و این مقام حق خاص اوست پس از پیغمبر ، و اهل سنت میگویند اسلام در قانونگزاری خود ، در موضوع خلافت و امامت پیش بینی خاصی نکرده است بلکه امر انتخاب زعیم را به خود مردم واگذار کرده است . حداکثر اینست که از میان قریش انتخاب شود . شیعه بسیاری از صحابه پیغمبر را که از شخصیتها و اکابر و معاریف به شمار میروند مورد انتقاد قرار میدهد و اهل سنت ، درست در نقطه مقابل شیعه از این جهت قرار گرفتهاند ، به هر کس که نام " صحابی " دارد با خوشبینی افراطی عجیبی مینگرند . میگویند صحابه پیغمبر همه عادل و درستکار بودهاند . بنای تشیع بر انتقاد و بررسی و اعتراض و مو را از ماست کشیدن است و بنای تسنن بر حمل به صحت و توجیه و " انشاء الله گر به بوده است " . در این عصر و زمان که ما هستیم کافی است که هر کس بگوید : علی خلیفه بلا فصل پیغمبر است ، ما او را شیعه بدانیم و چیز دیگری از او توقع نداشته باشیم . او دارای هر روح و هر نوع طرز تفکری که هست باشد . ولی اگر به صدر اسلام برگردیم به یک روحیه خاصی