جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩
کم طاقت بود با قدرت شگرفی در مقابل گرسنگی و بیخوابی و ژولیدگی اندام
، صبور و متحمل میسازد ، تاب تحمل زحمات مادری به او میدهد .
تولید رقت و رفع غلظت و خشونت از روح ، و به عبارت دیگر تلطیف
عواطف ، و همچنین توحد و تأحد و تمرکز و از بین بردن تشتت و تفرق
نیروها و در نتیجه قدرت حاصل از تجمع ، همه از آثار عشق و محبت است .
در زبان شعر و ادب ، در باب اثر عشق بیشتر به یک اثر بر میخوریم و
آن الهام بخشی و فیاضیت عشق است .
بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود این همه قول و غزل تعبیه در
منقارش [١]
فیض گل گر چه به حسب ظاهر لفظ ، یک امر خارج از وجود بلبل است ولی
در حقیقت چیزی جز نیروی خود عشق نیست .
تو مپندار که مجنون سر خود مجنون شد از سمک تا به سماکش کشش لیلی
برد [٢]
عشق ، قوای خفته را بیدار و نیروهای بسته و مهار شده را آزاد میکند
نظیر شکافتن اتمها و آزاد شدن نیروهای اتمی .
الهام بخش است و قهرمان ساز . چه بسیار شاعران و فیلسوفان و هنرمندان
که مخلوق یک عشق و محبت نیرومندند .
[١] لسان الغیب ، حافظ . [٢] علامه طباطبائی .