جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨
میکند ، دلیرانه یورش میبرد . این محبت و عشق است که مرغ ترسو را به صورت حیوانی دلیر جلوهگر میسازد . عشق و محبت ، سنگین و تنبل را چالاک و زرنگ میکند و حتی از کودن ، تیزهوش میسازد . پسر و دختری که هیچکدام آنها در زمان تجردشان در هیچ چیزی نمیاندیشیدند مگر در آنچه مستقیما به شخص خودشان ارتباط داشت ، همینکه به هم دل بستند و کانون خانوادگی تشکیل دادند برای اولین بار خود را به سرنوشت موجودی دیگر علاقهمند میبینند ، شعاع خواسته هاشان وسیعتر میشود ، و چون صاحب فرزند شدند به کلی روحشان عوض میشود . آن پسرک تنبل و سنگین اکنون چالاک و پرتحرک شده است و آن دخترکی که به زور هم از رختخواب بر نمیخواست اکنون تا صدای کودک گهواره نشینش را میشنود ، همچون برق میجهد . کدام نیروست که لختی و رخوت را برد و جوان را اینچنین حساس ساخت ؟ آن ، جز عشق و محبت نیست . عشق است که از بخیل ، بخشنده و از کم طاقت و ناشکیبا متحمل و شکیبا میسازد . اثر عشق است که مرغ خودخواه را که فقط به فکر خود بود دانهای جمع کند و خود را محافظت کند به صورت موجودی سخی در میآورد که چون دانهای پیدا کرد جوجهها را آواز دهد ، یا یک مادر را که تا دیروز دختری لوس و بخور و بخواب و زودرنج و