جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣
متوکل متهم بود که شیعه است اما چون بسیار فاضل و برجسته بود متوکل او را به عنوان معلم فرزندانش انتخاب کرد . یک روز که بچههای متوکل به حضورش آمدند و ابن سکیت هم حاضر بود و ظاهرا در آن روز امتحانی هم از آنها به عمل آمده بود و خوب از عهده برآمده بودند متوکل ضمن اظهار رضایت از ابن سکیت و شاید [ به خاطر ] سابقه ذهنی که از او داشت که شنیده بود تمایل به تشیع دارد ، از ابن سکیت پرسید این دوتا ( دو فرزندش ) پیش تو محبوبترند یا حسن و حسین فرزندان علی ؟ ابن سکیت از این جمله و از این مقایسه سخت برآشفت . خونش به جوش آمد . با خود گفت کار این مرد مغرور به جائی رسیده است که فرزندان خود را با حسن و حسین مقایسه میکند ! این تقصیر من است که تعلیم آنها را بر عهده گرفتهام . در جواب متوکل گفت : " به خدا قسم قنبر غلام علی به مراتب از این دوتا و از پدرشان نزد من محبوتر است " . متوکل فی المجلس دستور داد زبان ابن سکیت را از پشت گردنش درآورند . تاریخ افراد سر از پا نشناخته زیادی را میشناسد که بیاختیار جان خود را در راه مهر علی فدا کردهاند . این جاذبه را در کجا میتوان یافت ؟ گمان نمیرود در جهان نظیری داشته باشد . علی به همین شدت دشمنان سرسخت دارد ، دشمنانی که از نام او به خود می پیچیدند . علی از صورت یک فرد بیرون است و به صورت یک مکتب موجود است ، و به همین جهت گروهی را به سوی