جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢
میمیرند ولی مکتب و عشقها که بر میانگیزند با گذشت قرون تابنده تر میگردد . ما در تاریخ میخوانیم که سالها بلکه قرنها پس از مرگ علی افرادی با جان از ناوک دشمنانش استقبال میکنند . از جمله مجذوبین و شیفتگان علی ، میثم تمار را میبینیم که بیست سال پس از شهادت مولی بر سر چوبه دار از علی و فضائل و سجایای انسانی او سخن میگوید . در آن ایامی که سرتاسر مملکت اسلامی در خفقان فرو رفته ، تمام آزادیها کشته شده و نفسها در سینه زندانی شده است و سکوتی مرگبار همچون غبار مرگ بر چهرهها نشسته است ، او از بالای دار فریاد بر میآورد که بیائید از علی برایتان بگویم . مردم از اطراف برای شنیدن سخنان میثم هجوم آوردند . حکومت قدارهبند اموی که منافع خود را در خطر میبیند دستور میدهد که بر دهانش لجام زدند و پس از چند روزی هم به حیاتش خاتمه دادند . تاریخ از این قبیل شیفتگان برای علی بسیار سراغ دارد . این جذبهها اختصاصی به عصری دون عصری ندارد . در تمام اعصار جلوههائی از آن جذبههای نیرومند میبینیم که سخت کارگر افتاده است . مردی است به نام ابن سکیت . از علما و بزرگان ادب عربی است و هنوز هم در ردیف صاحبنظران زبان عرب مانند سیبویه و دیگران نامش برده میشود . این مرد در دوران خلافت متوکل عباسی میزیسته - در حدود دویست سال بعد از شهادت علی - در دستگاه