جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠
دلیل اصل شخصیت است ، و شخصیت هیچکس دلیل خوبی او نیست . تمام رهبران و لیدرهای جهان حتی جنایتکاران حرفهای از قبیل چنگیز و حجاج و معاویه ، افرادی بودهاند که هم جاذبه داشتهاند و هم دافعه . تا در روح کسی نقاط مثبت نباشد هیچگاه نمیتواند هزاران نفر سپاهی را مطیع خویش سازد و مقهور اراده خود گرداند . تا کسی قدرت رهبری نداشته باشد نمیتواند مردمی را اینچنین به دور خویش گرد آورد . نادرشاه یکی از این افراد است . چقدر سرها بریده و چقدر چشمها را از حدقهها بیرون آورده است اما شخصیتش فوق العاده نیرومند است . از ایران شکست خورده و غارت زده اواخر عهد صفوی ، لشکری گران به وجود آورد و همچون مغناطیس که برادهها ی آهن را جذب میکند ، مردان جنگی را به گرد خویش جمع کرد که نه تنها ایران را از بیگانگان نجات بخشید بلکه تا اقصی نقاط هندوستان براند و سرزمینهای جدیدی را در سلطه حکومت ایرانی درآورد . بنابر این هر شخصیتی هم سنخ خود را جذب میکند و غیر هم سنخ را از خود دور میسا زد . شخصیت عدالت و شرف عناصر خیر خواه و عدالتجو را به سوی خویش جذب میکند و هواپرستها و پول پرستها و منافقها را از خویش طرد میکند . شخصیت جنایت ، جانیان را به دور خویش جمع میکند و نیکان را از خود دفع میکند . و همچنانکه اشاره کردیم تفاوت دیگر در مقدار نیروی جذب است . همچنانکه درباره جاذبه نیوتن میگویند به تناسب جرم