جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٥
> دارد و مردانند که از آنان سخن میگویند و چون اهل شام از ما خواستند که قرآن را حاکم قرار دهیم ما کسانی نبودیم که از قرآن روگردان باشیم و حال آنکه خداوند سبحان خود در قرآن میفرماید : " اگر در چیزی نزاع داشتید آنرا به خدا و پیغمبرش برگردانید " رجوع به خدا این است که کتابش را حاکم قرار دهیم و به کتابش حکم کنیم و رجوع به پیغمبر این است که از سنتش پیروی کنیم . و اگر به راستی در کتاب خدا حکم شود ما سزاوارترین مردمیم به آن و اگر به سنت پیغمبرش حکم شود ، ما بدان اولی هستیم " . در اینجا اشکالی است که مطابق اعتقاد شیعه و شخص امیرالمؤمنین ، ( نهج البلاغه ، خطبه ٢ ، قسمت آخر ) . زمامداری و امامت در اسلام انتصابی و بر طبق نص است پس چرا حضرت در مقابل حکمیت تسلیم شد و سپس سخت از آن دفاع میکرد ؟ جواب این اشکال را ما به خوبی از ذیل کلام امام میفهمیم ، زیرا همچنانکه میفرمایند اگر در قرآن درست تدبر و قضاوت شود جز خلافت و امامت او را نتیجه نمیدهد و سنت پیغمبر نیز به همین منوال است .
تأثیر فرق اسلامی در یکدیگر
مطالعه در احوال خوارج از این نظر برای ما ارزنده است که بفهمیم چقدر در تاریخ اسلامی از لحاظ سیاسی و از لحاظ عقیده و سلیقه و از لحاظ فقه و احکام اثر گذاشتهاند . فرق مختلف و دستهها هر چند در چهارچوب شعارها از یکدیگر دورند ، اما گاهی روح یک مذهب در یک فرقه دیگر حلول میکند و آن فرقه در عین اینکه با آن مذهب مخالف است روح و معنای آنرا پذیرفته است . طبیعت آدمی دزد است . گاهی اشخاصی پیدا میشوند که مثلا سنی هستند اما روحا و معنا شیعی هستند و گاهی برعکس . گاهی شخصی طبیعتا متشرع و ظاهری است و روحا متصوف ، و گاهی برعکس . همچنین بعضی انتحالا و شعارا ممکن است شیعی باشند اما روحا و عملا خارجی . این ، هم در مورد افراد صادق است و هم درباره امتها و ملتها . و هنگامی که نحلهها با هم معاشر باشند هر چند شعارها محفوظ است اما عقائد و سلیقهها به یکدیگر سرایت میکند همان طوری که مثلا قمهزنی و بلند کردن طبل و شیپور از ارتدوکسهای قفقاز به ایران سرایت کرد و چون روحیه مردم برای پذیرفتن آنها آمادگی داشت همچون برق در همه جا دوید . >