جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦١
در اینجا امیرالمؤمنین از دو نظر بر آنان عیب میگیرد و دافعه او از دو
سو آنان را دفع میکند : یکی از این نظر که گناه را به غیر مقصر نیز تعمیم
دادهاند و او را به مؤاخذه گرفتهاند و دیگری از این نظر که ارتکاب گناه
را موجب کفر و خروج از اسلام دانسته یعنی دائره اسلام را محدود گرفتهاند
که هر که پا از حدود برخی مقررات بیرون گذاشت از اسلام بیرون رفته است
.
علی در اینجا تنگ نظری و کوته بینی را محکوم کرده و در حقیقت پیکار
علی با خوارج ، پیکار با این طرز اندیشه و فکر است نه پیکار با افراد ،
زیرا اگر افراد این چنین فکر نمیکردند علی نیز این چنین با آنها رفتار
نمیکرد . خونشان را ریخت تا با مرگشان آن اندیشههای نیز بمیرد ، قرآن
درست فهمیده شود و مسلمانان ، اسلام و قرآن را آنچنان ببینند که هست و
قانونگزارش خواسته است .
در اثر کوته بینی و کج فهمی بود که از سیاست قرآن به نیزه کردن گول
خوردند و بزرگترین خطرات را برای اسلام به وجود آوردند و علی را که
میرفت تا ریشه نفاقها را بر کند و معاویه و افکار او را برای همیشه
نابود سازد ، از جنگ بازداشتند و به دنبال آن چه حوادث شومی که بر
جامعه اسلامی رو آورد [١] ؟
[١] حوادثی که بر عالم اسلام رو آورد آنچه در ارزیابی بیشتر جلب توجه میکند ضربههای روحی و معنوی است که بر مسلمین وارد آمد . قرآن کریم زیر بنای دعوت اسلامی را بر بصیرت و تفکر قرار داده بود و قرآن خود راه اجتهاد و درک عقل را برای مردم باز گذاشته بود . فلولا نفر من کل فرقه منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین ». / ٩ : ١٢٢ >