جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧
« من القوی ، حتی یستریح بر و یستراح من فاجر » [١] .
" سخنی به حق است اما آنان از آن اراده باطل دارند . درست است
قانونگزاری از آن خداست اما اینها میخواهند بگویند غیر از خدا کسی نباید
حکومت کند و امیر باشد . مردم احتیاج به حاکم دارند خواه نیکوکار باشد و
خواه بدکار ( یعنی حداقل و در فرض نبودن نیکوکار ) . در پرتو حکومت او
مؤمن کار خویش را ( برای خدا ) انجام میدهد و کافر از زندگی دنیای خویش
بهرهمند میگردد ، و خداوند مدت ر ا به پایان میرساند . به وسیله حکومت
و در پرتو حکومت است که مالیاتها جمع آوری میگردد ، با دشمن پیکار
میشود ، راهها امن میگردد ، حق ضعیف و ناتوان از قوی و ستمکار گرفته
میشود تا نیکوکار آسایش یابد و از شر بدکار آسایش به دست آید " .
خلاصه آنکه قانون خودبخود اجرا نمیگردد ، فرد یا جمعیتی میبایست تا
برای اجراء آن بکوشند .
٤ - مردمی تنگ نظر و کوته دید بودند . در افقی بسیار پست فکر میکردند
. اسلام و مسلمانی را در چهار دیواری اندیشههای محدود خود محصور کرده
بودند . مانند همه کوته نظران دیگر مدعی بودند که همه بد میفهمند و یا
اصلا نمیفهمند و همگان راه خطا میروند و همه جهنمی هستند . اینگونه کوته
نظران اول کاری که میکنند و اینست که تنگ نظری خود را به صورت یک
عقیده دینی در میآورند ، رحمت خدا را محدود میکنند ، خداوند را همواره
بر
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ٤٠