جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥١
فرمود دو دسته پشت مرا شکستند : عالم لا ابالی ، و جاهل مقدس ماب . علی میخواهد بگوید اگر من با نهضت خارجیگری در دنیای اسلام مبارزه نمیکردم دیگر کسی پیدا نمیشد که جرأت کند این چنین مبارزه کند . غیر از من کسی نبود که ببیند جمعیتی پیشانیشان از کثرت عبادت پینه بسته ، مردمی مسلکی و دینی اما در عین حال سد راه اسلام ، مردمی که خودشان خیال میکنند به نفع اسلام کار میکنند اما در حقیقت دشمن واقعی اسلامند ، و بتواند به جنگ آنها بیاید و خونشان را بریزد . من این کار را کردم . عمل علی راه خلفا و حکام بعدی را هموار کرد که با خوارج بجنگند و خونشان را بریزند . سربازان اسلامی نیز بدون چون و چرا پیروی میکردند که علی با آنان جنگیده است ، و در حقیقت سیره علی راه را برای دیگران نیز باز کرد که بیپروا بتوانند با یک جمعیت ظاهرالصلاح مقدس ماب دیندار ولی احمق پیکار کنند . ٣ - خوارج مردمی جاهل و نادان بودند . در اثر جهالت و نادانی حقایق را نمی فهمیدند و بد تفسیر میکردند و این کج فهمیها کم کم برای آنان به صورت یک مذهب و آئینی در آمد که بزرگترین فداکاریها را در راه تثبیت آن از خویش بروز میدادند . در ابتدا فریضه اسلامی نهی از منکر ، آنان را به صورت حزبی شکل داد که تنها هدفشان احیای یک سنت اسلامی بود . در اینجا لازم است بایستیم و در یک نکته از تاریخ اسلام دقیقا تأمل کنیم :