جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦
أشد اجتهادا ، و لا أوطن أنفسا علی الموت منهم الذی طعن فأنفذه الرمح
فجعل یسعی الی قاتله و یقول : و عجلت الیک رب لترضی [١] .
" در تمام فرقهها معتقدتر و کوشاتر از خوارج نبود و نیز آمادهتر برای
مرگ از آنها یافت نمیشد . یکی از آنان نیزه خورده بود و نیزه سخت در
او کارگر افتاده بود ، به سوی قاتلش پیش میرفت و میگفت خدایا ! به
سوی تو میشتابم تا خشنود شوی " .
معاویه شخصی را به دنبال پسرش که خارجی بود فرستاد تا او را برگرداند
. پدر نتوانست فرزند را از تصمیمش منصرف کند . عاقبت گفت فرزندم !
خواهم رفت و کودک خردسالت را خواهم آورد تا او را ببینی و مهر پدری تو
بجنبد و دست برداری . گفت به خدا قسم من به ضربتی سخت مشتاقترم تا به
فرزندم [٢] .
٢ - مردمی عبادت پیشه و متنسک بودند . شبها را به عبادت میگذراندند
. بیمیل به دنیا و زخارف آن بودند . وقتی علی ، ابن عباس را فرستاد تا
اصحاب نهروان را پند دهد ، ابن عباس پس از بازگشتن آنها را چنین وصف
کرد :
لهم جباه قرحة لطول السجود ، و أید کثفنات الابل ، علیهم قمص مرحضة و
هم مشمرون [٣] .
" دوازده هزار نفر که از کثرت عبادت پیشانیهایشان پینه بسته
[١] فجر الاسلام ، ص ٢٦٣ به نقل از العقد الفرید . [٢] فجر الاسلام ، ص . ٢٤٣ [٣] العقد الفرید ، ج ٢ ، ص . ٣٨٩