جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٣
فی جنانه ، فأخرجوا بنا اخواننا من هذه القریة الظالم اهلها الی کور
الجبال او الی بعض هذه المدائن منکرین لهذه البدع المضلة [١] .
" پس از حمد و ثنا ، خدا را سوگند که سزاوار نیست گروهی که به خدای
بخشایشگر ایمان دارند و به حکم قرآن میگروند دنیا در نظرشان از امر به
معروف و نهی از منکر و گفته به حق محبوبتر باشد اگر چه اینها زیان آور و
خطر زا باشند که هر که در این دنیا در خطر و زیان افتد پاداشش در قیامت
خشنودی حق و جاودانی بهشت اوست . برادران ! بیرون برید ما را از این
شهر ستمگرنشین به نقاط کوهستانی یا بعضی از این شهرستانها تا در مقابل
این بدعتهای گمراه کننده قیام کنیم و از آنها جلوگیری نمائیم " .
با این سخنان روحیه آتشین آنها آتشین تر شد . از آنجا حرکت کردند و
دست به طغیان و انقلاب زدند . امنیت راهها را سلب کردند ، غارتگری و
آشوب را پیشه کردند [٢] . میخواستند با این وضع دولت را تضعیف کنند
و حکومت وقت را از پای درآورند .
اینجا دیگر جای گذشت و آزاد گذاشتن نبود زیرا مسئله اظهار عقیده نیست
بلکه اخلال به امنیت اجتماعی و قیام مسلحانه علیه حکومت شرعی است . لذا
علی آنان را تعقیب کرد و در کنار نهروان با آنان رودررو قرار گرفت .
خطابه خواند و نصیحت کرد و اتمام حجت نمود . آنگاه پرچم امان را به
دست ابوایوب انصاری داد
١ و[٢] الامامة و السیاسیة ، ص ١٤١ - ١٤٣ و کامل مبرد ، جلد ٢.