جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧
اشخاص . قهرا شیعیان اولیه مردمی منتقد و بت شکن بار آمدند . علی بعد از پیغمبر جوانی سی و سه ساله است با یک اقلیتی کمتر از عدد انگشتان . در مقابلش پیرمردهای شصت ساله با اکثریتی انبوه و بسیار . منطق اکثریت این بود که راه بزرگان و مشایخ اینست و بزرگان اشتباه نمیکنند و ما راه آنان را میرویم . منطق آن اقلیت این بود که آنچه اشتباه نمیکند حقیقت است بزرگان باید خود را بر حقیقت تطبیق دهند . از اینجا معلوم میشود چقدر فراوانند افرادی که شعارشان شعار تشیع است و اما روحشان روح تشیع نیست . مسیر تشیع همانند روح آن ، تشخیص حقیقت و تعقیب آن است و از بزرگترین اثرات آن جذب و دفع است اما نه هر جذبی و هر دفعی - گفتیم گاهی جذب ، جذب باطل و جنایت و جانی است و دفع ، دفع حقیقت و فضائل انسانی - بلکه دفع و جذبی از سنخ جاذبه و دافعه علی ، زیرا شیعه یعنی کپیهای از سیرتهای علی ، شیعه نیز باید مانند علی دو نیروئی باشد . این مقدمه برای این بود که بدانیم ممکن است مذهبی مرده باشد ولی روح آن مذهب در میان مردم دیگری که به حسب ظاهر پیرو آن مذهب نیستند بلکه خود را مخالف آن مذهب میدانند زنده باشد . مذهب خوارج امروز مرده است . یعنی دیگر امروز در روی زمین گروه قابل توجهی به نام خوارج که عدهای تحت همین نام از آن پیروی کنند وجود ندارد ، ولی آیا روح مذهب خارجی هم مرده است ؟ آیا این روح در پیروان مذاهب دیگر حلول نکرده است ؟ آیا