جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٥
ما الان که علی و عمار و اویس قرنی و دیگران را با عایشه و زبیر و طلحه روبرو میبینیم ، مردد نمیشویم چون خیال میکنیم دسته دوم مردمی جنایت سیما بودند یعنی آثار جنایت و خیانت از چهرهشان هویدا بود و با نگاه به قیافهها و چهرههای آنان حدس زده میشد که اهل آتشند . اما اگر در آن زمان میزیستیم و سوابق آنان را از نزدیک میدیدیم شاید از تردید مصون نمیماندیم . امروز که دسته اول را بر حق و دسته دوم را بر باطل میدانیم از آن نظر است که در اثر گذشت تاریخ و روشن شدن حقایق ، ماهیت علی و عمار را از یک طرف و زبیر و طلحه و عایشه را از طرف دیگر شناختهایم و در آن میان توانستهایم خوب قضاوت کنیم . و یا لااقل اگر اهل تحقیق و مطالعه در تاریخ نیستیم از اول کودکی به ما این چنین تلقین شده است . اما در آن روز هیچکدام از این دو عامل وجود نداشت . به هر حال این مرد محضر امیرالمؤمنین شرفیاب شد و گفت : ایمکن ان یجتمع زبیر و طلحه و عائشة علی باطل ؟ آیا ممکن است طلحه و زبیر و عایشه بر باطل اجتماع کنند ؟ شخصیتهائی مانند آنان از بزرگان صحابه رسول الله چگونه اشتباه میکنند و راه باطل را میپیمایند آیا این ممکن است ؟ علی در جواب سخنی دارد که دکتر طه حسین دانشمند و نویسنده مصر میگوید سخنی محکمتر و بالاتر از این نمیشود . بعد از آنکه وحی خاموش گشت و ندای آسمانی منقطع شد سخنی به این