جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩
بدون اطلاع و اجازه پیشوای مسلمین . از اینرو علی ( ع ) دستور داد حلهها
را از تن خود بکنند و آنها را در جایگاه مخصوص قرار داد که تحویل پیغمبر
اکرم ( ص ) داده شود و آن حضرت خودشان درباره آنها تصمیم بگیرد .
لشکریان علی ( ع ) از این عمل ناراحت شدند . همینکه به حضور پیغمبر اکرم
( ص ) رسیدند و رسول اکرم ( ص ) احوال آنها را جویا شد از خشونت علی (
ع ) در مورد حلهها شکایت کردند . پیغمبر اکرم ( ص ) آنان را مخاطب
ساخت و گفت :
« یا ایها الناس لا تشکوا علیا فو الله انه لاخشن فی ذات الله من ان
یشکی » [١] .
" مردم ! از علی شکوه نکنید که به خدا سوگند او در راه خدا شدیدتر از
اینست که کسی درباره وی شکایت کند " .
علی در راه خدا از کسی ملاحظه نداشت بلکه اگر به کسی عنایت میورزید و
از کسی ملاحظه میکرد به خاطر خدا بود . قهرا این حالت دشمن ساز است و
روحهای پرطمع و پر آرزو را رنجیده میکند و به درد میآورد .
در میان اصحاب پیغمبر هیچکس مانند علی دوستانی فداکار نداشت ،
همچنانکه هیچکس مانند او دشمنانی اینچنین جسور و خطرناک نداشت . مردی
بود که حتی بعد از مرگ ، جنازهاش مورد هجوم دشمنان واقع گشت . او خود
از این جریان آگاه بود و آن را پیش بینی میکرد و لذا وصیت کرد که قبرش
مخفی باشد و جز
[١] سیره ابن هشام ، ج ٤ ، ص . ٢٥٠