مشكات هدايت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٢ - على با حق و حق با على است
بين برود و پاك و خالص و شستشو شده، وارد بهشت شوند. قرآن، حق، على عليه السلام و عترت آنجا وارد شده (مطابق روايت ثقلين) و در آنجا تكليف همه روشن مىشود.
معناى حق:
حق از الفاظى است كه زياد استفاده مىشود. گاهى به واقعيّتهاى تكوينى و گاهى به واقعّيّتهاى تشريعى گفته مىشود؛ به عنوان مثال خداوند، آفرينش آسمان و زمين، آمدن انسان به روى زمين، نظام آفرينش، همه واقعيّتهاى تكوينى و حق است و تمام احكام تشريعى، مثل نماز، جهاد و ... واقعيّتهاى تشريعى و حقّ است، ولى حق از ديدگاه هر گروه به گونهاى تعبير مىشود، به عنوان مثال ما در مورد حقوق بشر يك ديدگاه داريم و جهان غرب ديدگاه ديگر؛ آنها بشر را براى زندگى چند روزه مىدانند و به دنبال اين ديدگاه قوانين حقوق بشر را وضع مىكنند و به همين جهت حتّى ارتباط نامشروع، هم جنس بازى و ازدواج با محارم را قانونى مىدانند، ولى ما كه معتقديم انسان بىهدف آفريده نشده و اين دنيا پلى براى جهان آخرت است «أيَحْسَبُ الإنْسَانِ أَنْ يُتْرَكَ سُدى [١]؛ انسان گمان مىكند كه مهمل و بى هدف آفريده شده است» حقوق بشر ما اين آزادىها را به رسميّت نمىشناسد؛ و يا آنها انسان را كمى بالاتر از حيوان مىدانند ولى ما انسان را «نفخت فيه روحى»
[١] سوره قيامة، آيه ٣٦.