مشكات هدايت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٠ - نعمت سلامتى
«بِالْعَافِيَةِ تُوجَدُ لَذَّتُ الْحَيَاةِ؛
لذّت زندگى در سايه سلامتى است». [١]
انسان مرد دين باشد يا دنيا، اهل علم باشد يا ثروت ....، بدون سلامتى كارى نمىتواند بكند و بايد توجّه داشت كه بيمارى مخصوص گروه خاصّى نيست. انسان وقتى سرى به بيمارستانها مىزند، مىبيند از هر صنفى روى تختهاى بيمارستان خوابيدهاند.
در روايات اسلامى تأكيد فراوانى بر عيادت از بيماران شده است كه اين عمل دو فلسفه مهم دارد:
١- باعث روحيّه بيمار است و گفته شده كه در عيادت به بيمار روحيّه بدهيد تا باعث آرامش او شود.
٢- فلسفه ديگر براى عيادت كنندگان است، يعنى انسان بيانديشد كه اگر من به جاى او بودم چه مىشد، پس الآن كه من سالم هستم بايد قدر اين نعمت و سلامتى را بدانم. جوان بايد بداند كه وقتى انسان پير شد، انواع مشكلات جسمانى براى او پيش مىآيد، پس تا جوان است بايد از نيروى جوانيش استفاده كند. شاعر معاصر در رثاى جوانش اشعارى مىسرايد كه مرحوم علّامه امينى در كتاب «شهداء الفضيلة» اين شعر را نقل مىكند:
|
حكم المنيّة فى البريّة جار |
ما هذه الدنيا بدار قرار |