مشكات هدايت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٦ - اعمال نيك كليدى
مسأله شده و پاسخى به او دادند كه مفهوم كلام ايشان اين است كه تو خيال مىكنى در كربلا نبرد براى حكومت بود، تا بگويى بنىاميّه غالب شد و به حكومت رسيد؛ نه، نزاع براى مكتب بود. بنىاميّه طرفدار مكتب جاهليّت، و بنىهاشم و خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله خواستار مكتب توحيد بودند، اكنون ببين كدام مكتب حاكم است آيا مكتب آنها يا مكتب ما؟ وقتى اذان و اقامه گفتى مىفهمى غالب كيست.
مسأله پيروزى بنىاميّه ظاهرى و سطحى بود و آنچه كه در عمق نهفته، پيروزى مكتب امام حسين عليه السلام است كه اين پيروزى داراى مراحلى است:
١- اوّلين جرقّه بر ضدّ حكومت بنىاميّه عصر عاشورا در خود كربلا زده شد. در مقاتل آمده است كه زنى از قبيله بكر بن وائل برخاست و شعار خون خواهى در مقابل اين جنايت را سر داد
(فَخَرَجَتْ امْرَأَةٌ مِنْ آلِ بَكْرِبْنِ وَائِل فَقَالَتْ: يَا لَثَارَتِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله)
. ٢- در كوفه همه مردم وقتى اسيران را شناختند، اشكها جارى شد و به قدرى مسأله عميق بود كه حضرت زينب عليها السلام در خطبهاى فرمود:
خدا فريادتان را خاموش نكند و اشك چشمتان خشك نشود. از اين بيانات معلوم مىشود كه اهل كوفه گريه مىكردند.
٣- چند روز بعد ابن زياد فاتحانه در كوفه بر منبر نشست و خواست به امام حسين عليه السلام توهين كند، در اين موقع «عبداللَّه بن عفيف» نابينا، از شيعيان على عليه السلام از وسط مجلس برخاسته و گفت: «انت