مشكات هدايت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨ - برآوردن نياز دشمن
روشن است كه از نظر طبيعى تا اجزا نباشد، كل نيست و تا افراد نباشد، جامعه نيست، و تا قطرهها نباشد، دريا نيست، بنابراين اصل، اجزا و افراد است، ولى منظور آنها اين نيست، بلكه منظورشان يكى از اين دو چيز است:
١- اصالت جامعه
بركات و آثار براى جمع و جامعه است و آثار فرد جزئى است و انسانهاى مستقل به تنهايى آثار و بركات چندانى ندارند، بلكه آثار علمى و پيشرفتها و تمدّنها براى جمع است، پس اصل به معناى پايه پربركت و منظور از آن جماعت است.
٢- اصالت فرد
در تضادّ بين منافع فرد و جامعه اگر منافع جامعه را بخواهيم، باعث مىشود افراد قربانى شوند.
طرفداران اصالت جامعه، منافع جمع را مقدّم مىكنند. اسلام هم اصالة الاجتماعى است و مىگويد «يَدُاللَّهِ مَعَ الجَمَاعَةِ؛ خداوند با جماعت است» و يا «عَلَيْكَ بِالسَّوَادِ الأعْظَمِ؛ بر تو باد همراهى جماعت» و يا «الشّاذُ مِنَ الغَنَمِ لِلذَّئْبِ؛ گوسفند جدا شده از گلّه نصيب گرگ است»، پس مطابق اين تعبيرات هر چه هست در جامعه است و گاهى افراد بايد فداى جامعه شوند؛ به عنوان مثال وقتى كيان اسلام به خطر