مشكات هدايت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥ - شيعه خالص
سنّت حسنه و گاهى سنّت سيّئه است. امام عليه السلام مىفرمايد شيعيان ما غير از اوامر و نواهى، سنّتهاى ما را هم حفظ مىكنند. به عنوان مثال سنّت ائمّه عليهم السلام اين بوده است كه بدون واسطه شبها به در خانه نيازمندان رفته و به آنها كمك مىكردند. سنّت ديگر آنها تواضع و ملايمت در مقابل برخوردهاى خشن بود، يعنى دفع سيّئه به حسنه مىكردند، پس مطابق فرمايش امام كسانى كه سنّتها را زنده بدارند و تمام اوامر و نواهى را عمل كنند، آنها شيعه هستند، در صدر روايت امام عليه السلام مخالفت با جميع اوامر و نواهى را دليل بر عدم تشيّع مىداند، در حالى كه در ذيل روايت مىفرمايد آنها كه كثيرى از اوامر و نواهى را اطاعت نكنند شيعه نيستند، آيا اين تناقض بين صدر و ذيل نيست؟
به نظر ما قليل در اين جا هم، كثير است؛ شبيه اين تعبير را هم در قرآن داريم «يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا؛ و آن را به بهاى كم مىفروشند» [١] كه اين تعبير در قرآن در موارد متعدّدى به كار رفته است. آيا منظور آيه اين است كه اگر براى تحريف آيات تورات رشوه سنگينى بگيرند، اشكال ندارد؟
جواب داده شده كه كثير در اين جا هم قليل است، يعنى اگر دنيا را بدهند تا آيهاى را تحريف كنيد كم است و گاهى كم هم زياد است، يعنى با توجّه به مقامات ائمّه معصومين عليهم السلام ذرّهاى مخالفت هم زياد است و اگر غير از اين باشد صدر و ذيل تناقض دارد پس معناى روايت اين
[١] سوره بقره، آيه ١٧٤.