آيات ولايت در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٨ - اهمّيّت حديث ثقلين
«حاكم» كتابى به نام «مستدرك الصّحيحين» نوشته و روايات معتبرى كه در «صحيح بخارى» و «مسلم» نيامده را جمعآورى كرده و در اين كتاب آورده است. [١]
نويسنده اين كتاب مىگويد: «تمام رواياتى كه در مستدرك الصّحيحين آمده، با معيارهاى «بخارى» و «مسلم» در صحيحين منطبق است.»
روايت ثقلين در سه كتاب از كتابهاى هفتگانه فوق، يعنى صحيح مسلم، سنن ترمذى [٢] و مستدرك الصّحيحين [٣] آمده است؛ به روايتى كه در صحيح مسلم آمده است توجّه كنيد:
«يزيد بن حيّان» مىگويد: به همراه «حصين بن سبرة» و «عمر بن مسلم» به نزد صحابى معروف پيامبر «زيد بن ارقم» رفتيم، هنگامى كه نزد او نشستيم، حصين به او گفت: اى زيد بن ارقم! توبه افتخارات بزرگى دست يافتهاى، پيامبر صلى الله عليه و آله را زيارت نمودهاى، از او حديث شنيدهاى، در ركابش جنگيدهاى، در پشت سر او نماز خواندهاى، براستى كه اين مفاخر بزرگى است! اكنون حديثى از آنچه از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدهاى براى ما نقل كن.
زيد بن ارقم گفت: سنّ من بالا رفته و بر اثر پيرى برخى از آنچه را از آن حضرت شنيدهام فراموش كردهام. سپس حديث زيرا را براى ما نقل كرد:
روزى پيامبر صلى الله عليه و آله در صحراى غدير خم به سخنرانى پرداخت و پس از حمد و ستايش پروردگار و بيان مواعظ و تذكّراتى فرمود:
أَيُّهَا النَّاسُ! فَإِنَّما أَنَا بَشَرٌ يُوشَكُ أَنْ يَأْتِيَ رَسُولُ رَبّي فَأُجِيبَ وَ أَنَا تارِكٌ فِيكُمْ ثِقْلَيْنِ أَوَّلُهُما كِتابُ اللَّهِ فِيهِ الْهُدى وَ النُّورُ فَخُذُوا بِكِتابِ اللَّهِ وَ اسْتَمْسِكُوا بِه»
[١] ابن ابى الحديد مىگويد: از استادم عبد الوهّاب سؤال كردم كه: آيا تمام احاديث صحيح و معتبر در صحاح ستّه آمده است، يا روايات معتبر منحصر به آنچه در اين كتب آمده نيست؟ گفت: روايات معتبر فراوان ديگرى است كه در اين كتابها نيامده است. گفتم: حديث نبوى «لا سيف الّا ذو الفقار و لا فتى الّا على» (كه در شأن علىّ بن أبي طالب عليه السلام وارد شده است) صحيح و معتبر است؟ گفت: آرى صحيح و معتبر است و چه بسيار روايات صحيحى كه در صحاح ستّه نيامده است!
[٢] سنن ترمذى، جلد ٥، صفحه ٦٦٢، حديث ٣٧٨٦ (به نقل از پيام قرآن، جلد ٩، صفحه ٦٤).
[٣] مستدرك الصحيحين، جلد اوّل صفحه ٩٣ و جلد سوم، صفحه ١٠٩.