شرح دعاي صباح - رضي الدين محمّد شوشتري - الصفحة ٩٤
متساويه در ذات و تمام ماهيّت تساوى است در لوازم واحكام . پس هر حكمى و چيزى كه بر واحدى صحيح باشد ، بر باقى نيز صحيح خواهد بود ، و چون حال چنين است ، پس ناچار اختصاص هر يك از ايشان بطبعِهِ و حيّزه و شكله و حركته منسوب باشد به خالق قادر مختار .
[ دليل ديگر بر صانع و اوصاف كمال اوست ، و باز دليل است بر ابطال قول طبيعيان ]
و باز آن كه اگر حركات ايشان طبيعى مى بود ، مى بايست شروق و غروب بر نهج واحده باشد ؛ زيرا كه چيزى كه از لوازم طبيعت واحده باشد ، واجب است بقاى او بر حالت واحده و عدم تغيير او ، و اين ثابت است كه آفتاب ، هر روز از مشرقى طلوع مى كند و به مغربى ديگر ، غروب مى كند . پس ثابت شد كه حركات افلاك از ذات و طبايعشان ناشى نيست ؛ بلكه به تدبير مدبّر قادر مختار ، و تقدير مقدِّر عالم حكيم بى زوال و انتقال است كه حركت مى دهد آنها را بر حَسَب مشيّت و مقتضى اراده خود ، و از براى هر يك ، مقادير معيّنى تعيين / ٤٢ / فرموده كه دَور و سيرشان به او منتهى شود و قرار گيرد و ساكن گردد . و باز در محلّ ارتفاع ، غايتى قرار داده كه از آن در نگذرد ، و همچنين در حين هبوط ، نهايتى تعيين فرموده كه از آن تجاوز نكند و غايت حركت و سيرشان تا انقضاى دنياست كه هميشه متحرّك اند تا حين انقضاى دنيا ، و شكّى نيست كه اين اتّساق و انتظام ، دليل صريح است بر وجود قادر مختار و صانع حكيم ، چنانچه برآوردن زبان صباح ، مُشعِر است به آنچه مذكور گرديد « فَتَبَارَكَ اللّه ُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ » . [١]
[ دليل ديگر بر اثبات معاد ]
باز ، غروب در آخر روز ، مشابه اماته اَحياست ، و شب به منزله عدم محض است
[١] سوره مؤمنون ، آيه ١٤ .