شرح دعاي صباح - رضي الدين محمّد شوشتري - الصفحة ١٥٨
[ را ] [١] منحصر در جسم و جسمانى دانند پس اين معنى مناسب نباشد . وقال الفَرّاء : «الظّنُ العِلْمُ ، وَالظّن يكون شكّاً ويكون يقيناً» وقوله تعالى : « وَظَنُّوا أَنَّهُ وَاقِعٌ بِهِمْ » [٢] أي : عَلِموا . و اضافه خاطر به ظنون ، بيانى است ؛ يعنى : اى آن كسى كه نزديك است از انديشه هايى كه انداخته شده علم و يقين است كه انديشه ها و يقين ها و عقل ها يقين دارند كه موجدى مى خواهند و تصديق به وجود او ـ جلّ شأنه ـ كرده اند ، و مى دانند كه موجدشان واجب الوجود است ، متّصف به صفات كمال ، و منزّه است از صفات نقص و زوال . يا نزديك است ذات احديّت او به خاطرها و گمان ها ، به اين معنى كه علم او محيط است به سرائر ضمائر و امور نهانى ؛ زيرا كه قرب او حسّى و مكانى نتواند بود ، و منزّه است جناب اقدس [٣] او از عوارض قواى بشريّه كه مَنشأ شكوك / ١٢٢ / و شبهات است .
وَبَعُدَ عَنْ مُلاََحَظَةِ الْعُيُونِ
بُعد : دورى است ، و مراد اين جا از بُعد ، كمال بُعد است كه به معنى امتناع و محال باشد . مُلاحَظه : نگريستن به گوشه چشم . عُيُون : جمع عَيْن ، به معنى چشم . يعنى : و اى آن كسى كه ممتنع و محال است كه ديده و نگريسته شود به گوشه ديده ها و چشم ها ، خواه ديده هاى عقلانى و خواه ديده هاى جسمانى . امّا ديده هاى جسمانى ؛ زيرا كه جناب مقدس او متعالى است از ملابسه مكان و اوضاع ، و از مشابهت جسم و جسمانى و ممازجت تركيب و لوث حيّز و آميزش
[١] الف و ب : ـ را .[٢] سوره اعراف ، آيه ١٧١ .[٣] ب : مقدس .