شرح دعاي صباح - رضي الدين محمّد شوشتري - الصفحة ١٧١
وَ لاَ الظُّـلُمَـتُ وَ لاَ النُّورُ * وَلاَ الظِّـلُّ وَ لاَ الْحَرُورُ * وَ مَا يَسْتَوِى الْأَحْيَآءُ وَ لاَ الْأَمْوَ تُ » . [١] يعنى : مساوى نيست نابينا و بينا . يعنى كسى كه در راه حق با بصيرت باشد ، يكى نيست با آن كه بر بينايى [٢] باشد ، و نه تاريكى و نه روشنايى ، يعنى ظلمت [ كفر ] با ضياى حق ، يكى نيست ، و نه سايه و [ نه ] گرما . يعنى سايه بهشت با حرارت دوزخ ، برابر نيست ، و برابر نيستند زندگان و مردگان ؛ يعنى مؤمنانى كه زنده جاودانى اند ، با كافران و عاصيان كه مرده دو جهانى اند ، ميانشان مساوات نيست . و از اين آيه شريفه نيز سِرّ آن كه لسان صباح را استعاره است از حضرت رسول ، و رها كردن شب را از نظر اعتبار ، كنايه از ملاعين ثلاثه ، و اتقان صُنع فلك دين را در مقادير بروج اثنا عشر و افروختن ضياى حضرت رسول را به نور او با نور على بن ابى طالب ، ظاهر مى تواند شد . در طريقه عامّه از انس بن مالك از ابن عبّاس منقول است كه گفت : « اَعما ابو جهل است ، / ١٣٨ / و بصير ، اميرالمؤمنين عليه السلام است ، و همچنين ، ظلمات ، عبارت از آن لعين ، و نور ، اشاره به آن سَرور ممالك يقين است ، و ظل در آيه ، سايه اميرالمؤمنين در بهشت است ، و حرور ، كنايه از دوزخ است براى ابى جهل . آن گاه همه را جمع كرد و گفت : « وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلاَ الْأَمْوَاتُ » [٣] و اَحياء ، عبارت از على و حمزه و جعفر و حسن و حسين و فاطمه و خديجه اند ، واَموات كافران مكّه اند [٤] .
[ فيه تحقيق حقيق ]
بدان كه انسان را چشمى است كه ادراك مى كند به سبب آن ، نور محسوسى را كه از اجرام نيّره بر اجسام كثيفه واقع مى شود ، و بينايى است كه آن را قوّه عاقله خوانند .
[١] سوره فاطر ، آيه ١٩ ـ ٢٢ .[٢] ب : با كسى كه بصيرت نداشته باشد .[٣] سوره فاطر ، آيه ٢٢ .[٤] مناقب ابن شهر آشوب ، ج ٢ ، ص ٢٧٨ ؛ بحار الأنوار ، ج ٢٤ ، ص ٣٧٢ ؛ شواهد التنزيل ، ج ٢ ، ص ١٥٤ ؛ تأويل الآيات ، حسينى ، ج ٢ ، ص ٤٨٠ .