شرح دعاي صباح - رضي الدين محمّد شوشتري - الصفحة ١٦٦
اللّه ِ الْمَتينِ فَلْيُوال عَليّاً بَعْدي وَلْيُعادِ عَدُوَّهُ وَلْيَأتَمَّ بِالأئمةِ الْهُداةِ مِنْ وُلْدِهِ ؛ فَإنَّهُمْ خُلَفائي وَأوْصِيائي وَحُجَج اللّه ِ عَلَى الْخَلْقِ بَعْدي وَسادَةُ اُمَّتي وَقادَة الأَتْقِياء إلى الْجَنَّةِ ؛ حِزْبُهُمْ حِزبي ، وَحزبي حِزبُ اللّه ِ وَحِزْبُ أعدائِهمْ حِزبُ الشَّيطانِ » . [١] هر كه دوست دارد اين كه سوار شود كشتى رستگارى را و چنگ در زند به دستاويز محكم و دست زند به ريسمان خدا كه به غايت استوار است ، پس بايد كه دوست دارد على را بعد از من ، و بايد دشمن دارد دشمن او را ، و بايد اقتدا كند به امامانى كه راهنمايند از فرزندان او . پس به تحقيق كه ايشان ، جانشينان من اند و اوصياى من اند و حجّت هاى خدايند بر مخلوقات بعد از من ، و سروران امّت من اند و پيشواى پرهيزكاران اند به سوى بهشت . گروه ايشان ، / ١٣١ / گروه من است ، و گروه من ، گروه خداست ، و گروه دشمنان ايشان ، گروه شيطان است . و چرا چنين نباشد كه رغبت به صحبت اخيار ، واجب است تا از بركات ايشان ، منافع دنيا و آخرت به حصول رسد ، و اجتناب از مجالست و مخالطت فجّار نيز واجب و لازم است تا از شومه ربط با ايشان ، نتيجه هاى بد به ظهور نرسد . الفت مفسدان و بدْ فعلانمردمِ نيك را تباه كند هر كه با ديگ همنشين گرددجامه خويش را سياه كند . و اين معنى احتياج به دليل ندارد و مشاهَد است كه ارباب فضل و كمال از قرب ناقص دلگير ، بلكه از جان شيرين سير مى شوند . « إن أرَدْتَ أنْ تعَذّبَ عالماً فَاقْرَنْ مَعَهُ جاهلاً » .
[ دليل ديگر بر امامت ائمه اثنا عشر عليهم السلام ]
و باز مؤيّد اين معنى خبرى است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود كه : خبر رفتن من از ميان شما نزديك آمد « و قد دعيت ويوشك أن اُجيب [٢] و إنّي مخلّف فيكم الثقلين ما إن
[١] الأمالي ، صدوق ، ص ٧٠ ؛ روضة الواعظين ، ص ١٥٧ ؛ بحار الأنوار ، ج ٢٣ ، ص ١٤٤ ؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ٢ ، ص ٢٦٢ .[٢] در اصل «يجيب» آمده است .[٣] سوره اعراف ، آيه ١٥٧ .[٤] وسائل الشيعة ، ج ٢٧ ، ص ١٨٩ ؛ الثاقب في المناقب ، ص ٣٣ .[٥] الف و ب : ـ را .[٦] الف و ب : ـ است .[٧] ب : حاضر كردند .[٨] ب : ابوبكر .[٩] ب : عمر را آوردند .[١٠] الأمالي ، طوسى ، ص ١٨٣ ؛ بحار الأنوار ، ج ١٥ ، ص ١٢ .[١١] ب : قربانى پروردگار .[١٢] ب : على گذاشت .[١٣] ب : جهت .[١٤] سوره بقره ، آيه ٢١٤ .