شرح دعاي صباح - رضي الدين محمّد شوشتري - الصفحة ١٥١
كه نصب كرده شده [ است ] مساجد از براى خواندن قرآن . و علاّمه حلّى ـ طاب ثراه ـ در كتاب نهج الحقّ و كشف الصدق ، در بحث سادس از مباحث تنزيهيّه ، اين طايفه و معتقدان ايشان را سرزنش كرده ، بعد از ذكر عقيده ايشان و فرموده : فَانْظُر إلى هؤلاءِ المَشايخِ الّذين يتبرّكون بمُشاهَدَتِهِم كيف اعتقادُهم في ربّهِم وَتجويزُهُم عَلَيهِ تارَةً الحلُولَ واُخرى الاتِّحادَ ، وَعِبادَتُهُم الرَّقصُ والتصفيقُ والغِنا وقد عاب اللّه تعالى عَلَى الجاهليّة الكُفّار في ذلك فَقال اللّه ُ تعالى : « وَمَا كَانَ صَلاَتُهُمْ عِندَ الْبَيْتِ إِلاَّ مُكَاءً وَتَصْدِيَةً » [١] وأيُّ تَغَفُّلٍ أبلغ مِن تَغَفُّل مَن يَتَبَرَّكُ بِمَنْ يَتَعَبَّدُ بما عاب [ اللّه ]بِه الكُفّارَ «فإنّها لا تَعمَى الأبصارُ وَلكِنْ تَعمى القُلُوبُ التي في الصُّدُور » . يعنى : پس ببين به سوى اين شيوخ كه بركت مى جويند ديدن ايشان را ، كه چگونه است اعتقاد ايشان در پروردگارشان و جايز و روا داشتن ايشان بر خدا يك مرتبه ، حلول را و مرتبه ديگر ، اتحاد را ، و حال آن كه بندگى كردن ايشان ، رقّاصى كردن است و دست بر هم زدن است و خوانندگى كردن است ، و به تحقيق كه سرزنش كرده است حق ـ سبحانه وتعالى ـ بر جاهليّت ، كفار را در آن . پس فرموده است حق تعالى : و نيست دعا و نماز كفّار / ١١٣ / نزد كعبه ، مگر فرياد كردن و صفير كشيدن و دست زدن ، و كدام تغافل نمودن رساتر است [ ايشان را ] از به عمد جهالت ورزيدن آن كسى كه تبرّك نمايد به كسى كه عبادت مى كند خداى را به چيزى و نوعى كه عيب كرده به آن كفار را . پس به درستى كه آنها كور نيست چشم هاى ايشان ، وليكن نابيناست دل هاى ايشان كه در سينه هاست . و بعد از آن ، نقل مى كند كه جمعى از اين فرقه را در روضه حضرت امام حسين عليه السلام ديدم كه يكى از ايشان نماز نمى كرد . چون پرسيدم ، گفتند : واصل شده است و او را حاجت به نماز نيست . بعد از آن مى گويد : « فَانْظُر أيُّها العاقِلُ إلى هؤلاء وَعقائِدهم في اللّه ِ كما تقدَّم وعبادتهم ما سبق واعتذارهم في ترك الصَّلاة ما مَرَّ ، ومع ذلك ، فإنّهم عندهم الأبدال ، فهؤلاء أجهل الجُّهالِ ؛ پس ببين ـ اى عاقل ـ به سوى اين
[١] ب : مقتدر .[٢] ب : دوم .[٣] ب : كتاب .[٤] ب : هيچ نگفتم .[٥] سوره انبياء ، آيه ٩٠ .[٦] ب : وضع شده و قرار داده اند .[٧] ب : ساقط گردد .[٨] ب : طايفه .[٩] لم نعثر عليه بهذا اللفظ ، نعم قد ورد ما هو بمضمونه .[١٠] الكافي ، ج ٣ ، ص ٣٦٩ ، ح ٥ ؛ تهذيب الأحكام ، ج ٣ ، ص ٢٥٩ .[١١] سوره انفال ، آيه ٣٥ .